هرمزگان سرزمینی است جنوبی و آرمیده در کناره های خلیج فارس و دریای عمان ؛ در تاریخ حضوری دیرینه دارد با مردمی که همواره سنت های با ارزش خویش را پاس می دارند .
مراسم ویژه ماه محرم یکی از سنت های ارزنده است که از دیرباز همواره مورد توجه مردم هرمزگان بوده ، هرسال با شکوه فراوان برگزار می شود .
با نگاهی گذرا شما را با گوشه هایی از این مراسم باشکوه آشنا می سازیم .
1- علم گردانی :
اکثر حسینیه های هرمزگان به ویژه در بندرعباس و میناب با آغاز ماه محرم به نام یکی از معصومین (ع) علم می بندند و آن را در محله ها همراه با دسته های سینه زن می گردانند . این گردش علم را پرسه می نامند .
تعدادی از علم های مشهور : علم حضرت ابالفضل (ع) – دو علمان – امام رضا (ع) – زین العابدین (ع) – امام حسن (ع)- علم رسول الله – علم صاحب الزمان
2- پرسه تابوت :
از روز هفتم محرم بعضی از حسینیه ها تابوت را با پارچه های رنگین نذری و آیینه و گاه شمشیر تزئین می کنند و همراه با علم در محله ها می گردانند . حرکت تابوت بسیار دیدنی است . علاوه بر دسته سینه زن نوازندگانی با سرنا و دهل تابوت را همراهی می کنند .
3- حجله گردانی :
حجله قاسم از نظر ظاهر شبیه به تابوت است با اندکی اختلاف در سقف آنها . اتاقکی چوبی با ابعادی حدوداً 2*1.5 متر که با آیینه های بزرگ ، قالیچه ، پارچه های رنگین و انواع وسایل تزئینی آراسته می شود .
مراسم حجله گردانی در شب نهم محرم برگزار می شود . روز عاشورا این حجله زیبا به خون حضرت قاسم آغشته می شود .
4- سنگ زنی :
این مراسم همراه با علم گردانی است . دسته ی سینه زن دایره وار علم حضرت عباس (جریده) را درمیان می گیرد و همراه با نوحه خوانی به جای سینه زدن دو قطعه سنگ کوچک را همراه با چرخش موزون به هم می زنند . سنگ زنی امروزه فراموش شده گاهی در بعضی از حسینیه های هرمزگان اجرا می شود .
5- مراسم ویژه علم پیغمبر در شهرستان میناب :
در روز پنجم محرم در میناب دو علم در دو حسینیه جداگانه همزمان بسته می شود . علم پیغمبر و علم صاحب الزمان . این دو علم بسیار مورد توجه مردم میناب است به گونه ای که عصر روز پنجم محرم اکثر مردم این شهر در این مراسم شرکت می کنند و برای علم ها گوسفند قربانی کرده نقل و گل و سکه و گلاب بر آنها می پاشند .
6- مراسم ویژه عاشورا :
در تمامی شهرهای هرمزگان این روز با حرکت دسته های سینه زنی همراه با علم ، تابوت و حجله آغاز می شود . در بندرعباس و میناب روز عاشورا شکوه خاصی دارد . شبیه سازی اصلی ترین بخش این مراسم است .
شمر ، ساربان ، شیر ، کاروان اسرا ، نیزه داران خشن و ذوالجناح همراه با کبوتران خونین بال فضایی دردآلود می سازند . اوج این عزاداری با آتش زدن خیمه های اطفال به پایان می رسد .
7- تعزیه :
از دوره قاجاریه به این سو همواره تعزیه در هرمزگان مورد توجه بوده خاستگاه اصلی آن نیز میناب است . مرحوم حسینعلی قضایی مرثیه سرای بزرگ جنوبی اکثر مجالس تعزیه را سروده یا تنظیم کرده است . مهمترین مراکز اجرایی تعزیه خوانی در استان : میناب ، بندرعباس ، فین ، رضوان ، گهره و جزیره هرمز است .
8- سینه زنی :
در ده روز اول ماه محرم سینه زنی به دو صورت نشسته و ایستاده برگزار می شود . در سینه زنی نشسته مردان یا زنان دایره وار نشسته همراه با نوحه خوان به سینه و گاه به زانوی خود زده بیتی از نوحه را گروهی پاسخ می دهند . در سینه زنی ایستاده مردان به شکل دایره می چرخند و درحالیکه با دست چپ کمربند یکدیگر را گرفته اند با دست راست بر سینه ی خود می کوبند . اوج این سینه زنی وقتی است که نوحه خوان ، واحد می خواند .
این نوع سینه زنی در بوشهر و خوزستان نیز دیده می شود .
9- روضه خوانی :
در ماههای محرم و صفر ، روضه خوانهای محلی ( زنانه و مردانه ) مصائب اهل بیت را همراه با اشعار مرثیه سرایان بزرگ برای مردم بازگو می کنند . روضه خوانها ( معمولا زنان ) گاه در بیان موضوعی ، چون تعزیه از حرکت و اجرای نقش سود برده به گرمی مجلس می افزایند .
روضه خوانی از رایج ترین مراسم عزاداری هرمزگان در طول سال است .
10-حنابندان :
مراسم حنابندان حضرت قاسم اگرچه گوشه ای از مجلس تعزیه حضرت قاسم است اما گاه حنابندان جداگانه و در مجلس روضه خوانی شب نهم محرم اجرا می شود . اشعار سوزناک که به شکل همسرایی خوانده می شود همراه با سینی های حنا ، شیرینی و شمع مراسم را بسیار حزن انگیز می سازد .
11-شام غریبان :
در شب یازدهم ماه محرم مانند سایر نقاط کشور دسته های سینه زن درحالیکه شمع روشنی در دست دارند به راه می افتند و به عزاداری می پردازند .
12-آمدن بنی سعد :
در شب دوازدهم ماه محرم در میناب گروهی که خود را بنی اسد می نامند با بیل و کلنگ در حالیکه به سر و سینه می زنند در حسینیه ها می گردند و با ناله و زاری می گویند که برای دفن شهدا آمده اند . این مراسم امروزه کمرنگ شده و کمتر برگزار می گردد .
عزاداری حضرت سیدالشهدا در هرمزگان با گرامیداشت اربعین حسینی آرام آرام به پایان می رسد . اگرچه در طول سال و در مناسبت های مختلف همچنین شبهای دوشنبه و جمعه مراسم روضه خوانی همواره برپا می شود .

بنا به در خواست چند تن از دوستان چند عزای محلی را در وبلاگم میگذارم امیدوارم که مورد قبول شما واقع گردد.
.....................................
نوحه ی صدای ناله ای آید شمرده
صدای ناله ای آید شمرده آی نمی دانم که مرده
که امشب تا سحر خوابم نبرده آی نمی دانم که مرده
صدای کودکی آید جگر سوز که با قلب غم اندوز
چرا بابا مرا همراه نبرده آی نمی دانم که مرده
زنی می گفت بیا ای نور دیده بیا ای غم رسیده
مخور غم باب مظلومت نمرده آی نمی دانم که مرده
که هنده را بگفت این ماجرا چیست که صبر و طاقتم نیست
که اهل شام ورا از صبر و برده آی نمی دانم که مرده
یزید بی حیا از جا بر آشفت آی جواب هنده را گفت
اسیرانی به حکم ما سپرده آی نمی دانم که مرده
اگر داری تو میل شب نشینی که ایــــــشان را ببینی
محبت کن به ایشان خورده خورده آی نمی دانم که مرده
اگر جودی بنالد هر شب و روز بود بزمش جگر سوز
به ماتم داری او جا سپرده آی نمی دانم که مرده
....................................
چون به صف کربلا
چون به صف کربلا شاه شهیدان رسید
گفت و ایا خواهرم موسم افغان رسید
مژده ی قتل مرا هاتفی از غیب و گفت
شو تو مهیا حسین قتل جوانان رسید
بازوی عباس من ظلم و نماید قلم
درد و الم قسمت زینب گریان رسید
می شود این سر زمین قاسم من پایمال
قسمت دامادیش سم ستوران رسید
تازه جوانان من غرقه به خون می شوند
عشرت و شادی گذشت مرگ وشتابان رسید
دست الم زن به سر رخت سیه کن به ببر
بهر علی اکبر م نوبت میدان رسید
راغب محزون چرا خوف و زعصیان کنی
غم تو مدار از گنه شافع عصیان رسید
......................................
ای پادشه خوبان ای تاج ســـــــــر زینب
بر خاک سیه کردی منـــــــزل ببر زینب
تاسایه تو بودی من سایـــــــه نشین بودم
بعد از تو به غارت رفت منزل ببر زیـــنب
گریم به یتیمانت نالـــــــــــــم بصغیرانت
یا بر تن عریانت خون شد جگــــــر زینب
از بس که روان کردم در ماتمت ای سرور
دیگر نبود آبی جـــــز چشـــــم تر زینب
گردیده سفید از غم این گیسوی مشکینم
از مرگ حسین خم شد یا رب کمر زینب
گفتم که تو بگذاری تابوت مــــرا بر دوش
بر کشته ی تو افتاد آخـــــــر نظر زیـــــــنب
کو قاسم دامادت کو اکبـــــــــــــر ناشادت
عباس دلاور کو نور بصــــــــــــــــر زینب
ای تشنه لب عطشان بردند مـــــــــرا در شام
داری تو چرا آرام ای همــــــــــــسفر زینب
بعد از پدر و مادر خواهر به توام خوش بود
از بعد علی بابـــــــــــــم بودی پدر زینب
صد شکر که من دادند این منصب عالی را
از روز ازل سَیّاح شد نوحـــــــــه گر زینب
.......................................
چه از زین بر زمین آن شاه مبیین بادرد و غم افتاد
تو گویی آن زمان پاشیدآسمان لوح وقلم افتاد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدا زد جبرییل با حال حزین کز و صف سماوات
که شد قتل حسین فی کرببلا از ظلم و جفا ها
ندارد یاوری ـــ واویلا حسینم
ندارد غم خورری ـــ واویلا حسینم
ببالین سرش ـــــ واویلا حسینم
نباشد خواهری ـــــ واویلا حسینم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نموده شمر دون آن شوم زبون در لجه ی خونش
که می پوشد کفن؛ با رنج و محن بر قد نکویش
بر آر از خواب ناز ــــــ واویلا حسینم
سر ای شاه حجازــــــــ واویلا حسینم
دعایش شد قبول ــــــــ واویلا حسینم
به هنگام نماز ـــــــــ واویلا حسینم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به پشت اشتران در کوفه روان کلثوم حزینش
به زنجیر ستم خولی زا ِلم بسته عابدینش
پریشان خواهرش ـــــــ واویلا حسینم
جگر خون دخـترش ــــــ واویلا حسینم
به نوک نیزه ها ـــــــــ واویلا حسینم
علم باشد سرش ــــــــ واویلا حسینم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منادی زد ندا از فوق سما کی حضرت جبرییل
بدشت کربلا چون تیر دعا پر زن تو به تعجیل
سلام از من رسان ـــــــ واویلا حسینم
بر شاه جهان ــــــــــ واویلا حسینم
که بخشیدم به تو ــــــــ واویلا حسینم
گناه شیعیان ــــــــــــ واویلا حسینم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قضایی تا جزابا شور وعزا بر سینه زند سنگ
به بَر دارد ببینای شاه مبین این جامه ی شب رنگ
بشو او را شفیع ــــــــ واویلا حسینم
تو ای عالی رفیع ـــــــ واویلا حسینم
که در نو حه گری ــــــــ واویلا حسینم
تو را باشد شفیع ـــــــــــ واویلا حسینم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چه از زین بر زمین آن شاه مبیین بادرد و غم افتاد
تو گویی آن زمان پاشیدآسمان لوح وقلم افتاد
...........................................
اکبر به دشــــت نینوا تابان چو ماه انوری شد جلوه گـــر پیش سپاه با صورت پیغمبری
رخشنده شد طرف چمن سر زد سهیل اندر یمن گشته مقابل گوییا با زهره و با مشتـــــــــــــری
دارد شبا هت با نبی باشد شجاع همچون علی آمد به جنگ مشرکین با ذلفقار حیــــــــــدری
این نوجوان بو تراب عالم کند یکسر خراب حقا که این رعنا جوان ختم است و اندر داوری
گفت ابن سعد ای اهل شام شد یوم عاشورا تمام باشد حسین را نور عین فرزند و هم تاج ســـری
زد تیغ منفض ناگهان بر فرق آن رعنا جوان چشم حسین بی نور شد از هجر روی اکبـــــری
ذاکر نما هر صبح و شام نوحه سرا ورد زبان دارد امیــــد اندر جزا شافع به یوم
.....................................