|
میـــــــــــــناب گلستان جنوب ایــــران
.....: بیایـــم دست در دست هــــــــــــــــــــــــم دهیم میناب خود را کنیــــــــــم آباد :.....
|
روستاهای شهرستان میناب
[ ۱۳۹۷/۰۱/۲۲ ] [ 14:14 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
به بهانه تامین آب بندرعباس / میناب بی آب شد!!!!
قصه پرغصه کم آبی و بی آبی در شهرستان میناب این روزها دیگر تکراری شده است و حتی مردم دیگر از گفتن آن خسته شده اند! سالهاست که کشورمان ایران با پدیده ای به نام خشکسالی دست وپنجه نرم می کند واین امر نه تنها خسارات زیادی به بخشهای مختلف وارد کرده، بلکه مناطق روستایی را با مشکلات عدیده ای در زمینه تامین آب شرب سالم وبهداشتی مواجه کرده است . خشکسالی های طولانی مدت و متوالی برداشت بی رویه آب های زیر زمینی و انتقال ان به بندرعباس و اطراف از سد میناب حفره چاههای بی برنامه و فقط بخاطر اینکه آب شهرستان بندرعباس و اطراف تامین شود و نه تدبیری برای کمبود آب شهرستان میناب و روستاهای اطراف زخمی عمیق بر چهره این شهرستان و روستاهای ان نهاده به گونه ای که مردم محله ستم روستای حکمی چندین ماه است که با بی آبی مواجه اند و از نعمت آب آشامیدنی سالم محروم مانده اند.
محله ستم در روستای حکمی در فاصله 8کیلومتری مرکز شهر میناب واقع شده و به رغم سکونت بیش از 150 خانوار و قریب به 700 نفر در آن حدود چندین ماه است که ساکنان این محله در روستای حکمی شب و روز در تب بی آبی می سوزند. اهالی محله ستم از نبود آب آشامیدنی در این روستا رنج می برند فشار اندک آب لوله کشی با وجود خانواده های پرجمعیت این محله باعث شده است که آنهایی که دست شان به دهنشان می رسد با خرید پمپ آب همان اندک آب لوله کشی آب و فاضلاب روستایی را به نام خود ثبت کنند و اکثریت مردم محروم محله در بی آبی شدید و مطلق به سر ببرند و این مشکل موجب شده تا مردم محله « ستم» زندگی خود را با رنج و مشقت ادامه دهند. دشتهای آبی میناب دیگر ظرفیت و توان برداشت بیش از آنچه که اکنون از آن صورت میگیرد را ندارند و روز به روز بحران آب در شهرستان میناب، ابعاد فاجعهبارتری به خود میگیرد که باید برای حل این مشکل، چارهای اندیشید. ۱۶ سال خشکسالی و کم آبی در هرمزگان موجب خشک شدن ۳۶۵ حلقه چاه آب آشامیدنی ، ۱۸ دهنه چشمه و قنات ، ۱۰۰ حلقه چاه و کاهش آب ۱۳۵ حلقه چاه بین ۳۰ تا ۷۰ درصد شده است. استان هرمزگان با ۷۰ درصد کاهش بارندگی در بین ۳۱ استان کشور ،ردیف آخر را به خود اختصاص داده است.
(کاری نکنیم به این بلا دچار شویم) اکنون ذخیره مفید سد استقلال میناب تنها 2 میلیون متر مکعب و ذخیره مرده آن 9 میلیون متر مکعب است. حجم دریاچه سد استقلال میناب 350 میلیون متر مکعب و حجم مفید آن 270 میلیون متر مکعب است. روزانه بیش از 20 هزار متر مکعب آب سد استقلال میناب تبخیر می شود. نباید برای تأمین آب شرب شهر بندرعباس به شهرستان میناب و یا دیگر مناطق فشار آورده شود، بلکه باید مسئولان به طور جدی پیگیر ایجاد آبشیرین کن شهر بندرعباس باشند. حفر و استخراج بی رویه آب و انتقال آن به سایر شهرهای استان هرمزگان به یکی از بزرگترین چالش کم آبی در شهرستان میناب تبدیل شده است، چالشی که هزاران نخل ایستاده در پوسته برداشت آب این منطقه ایستاده قامت خم می کنند بدون اینکه مدیری از این مسئله ابراز تاسفی داشته باشد. از شهروندان عزیز و گرامی خواهش میکنم به شدت در مصرف آب صرفه جویی کنند وضعیت کم آبی و بی آبی بسیار بحرانی است. ...خدا عاقبت همه ما را بخیر کند...
این فیلم راببینیدشاید...! http://www.aparat.com/v/m4xKC
[ ۱۳۹۷/۰۱/۲۰ ] [ 17:13 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
قنبر راستگو (خالو قنبر) هنرمند مینابی
زندگی نامه قنبر راستگو: قنبر راستگو معروف به خالو قنبر زاده ۱۳۲۴، روستای سرریگان میناب یکی از نوازندگان مطرح ساز جفتی در استان هرمزگان، ایران و حتی جهان است.
او نوازندهی "جفتی" و از شروهخوانان به نام منطقه ایران است و گویی پرداختن به مقولهی جفتی به عنوان یکی از سازهای مهم جنوب، با نام خالو قنبر در حافظهی هرمزگانی پیوند خورده است. قنبر راستگو ضمن وفاداری به موسیقی منطقه، شاید تنها بازماندهی نسلی است که موسیقی ناب جفتی را سینه به سینه به یکدیگر رساندهاند. جفتی از سازهای ویژهی منطقه است و به عبارتی صدای جفتی از بارزترین نواهای جنوبیست که در هر نطقه از خطه جنوب اعم از جنوب غربی و شرقی، یا هرمزگان به عنوان مرکزیت جنوب ایران، صدای خود را در اشکال یا ساختارهای مختلف نمایان ساخته است. قنبر راستگو از کودکی تاکنون زندگی سختی گذرانده است. نواختن جفتی را در ۱۲ سالگی از داییاش آموخته است. خودش میگوید: ما زیر دست دائی (عمهی مادری) بزرگ شدیم و پدر و مادر خود را ندیدهایم. دائی ما را به زحمت بزرگ کرد، تا ما هم بعدها بزرگتر شدیم و زمستانها به بندر میآمدیم و کار میکردیم. روی کشتی، برای ماهیگیری. از دوازده سالگی آمدیم بندرعباس و همینجا ماندیم. از همان سالها تا امروز جفتی زدن برایم کار واجب شده است. ساعتها مینوازم و از صدایش دل نمیکنم. برای خودم و دلم ساز میزنم و شروه میخوانم و زندگی پرمشغله و سختم را میگذرانم. جوانی من به سختی سپری شد. تابستانها در کارخانه پارچهبافی میناب کار میکردم. زمستانها هم به بندرعباس میآمدم و در محله خواجهعطاء بشکههای نفتی که از آبادان میآمد را تخلیه میکردم. من آن موقع جزو سرکارگرها بودم. ۱۰ تا ۱۵ تومان هم حقوق میگرفتم. زندگیام با کارگری سپری میشد. خالو قنبر درباره شرایط زندگی خودش و هنرمندان هم دورهاش میگوید: «من اجارهنشین هستم. هنرمندان و پیشکسوتان بسیاری مثل من هستند که به نان شب محتاجاند و کسی سال و ماه سراغشان را هم نمیگیرد، مگر وقتی جشنواره یا برنامهای باشد. دوست دارم به موسیقی هرمزگان خدمت کنم. همه گوشههای مقامهای موسیقی هرمزگان در حال فراموشی هستند، حتی زار هم کمرنگ شده با اینکه خود من هم بابای زار هستم اما میبینم این موسیقی هم دارد به فراموشی سپرده میشود. امیدوارم به این امر توجه شود و بعد از مرگ به سراغ ما نیایند.» سعی کردم تا جایی که میتوانم ساز جفتی را به شاگردانم یاد دهم؛ اینکه بتوانند از عهدهی کار بربیایند یا نه را نمیدانم. باید به داد این موسیقی رسید؛ همهی گوشههایش دارد فراموش میشود.» اسفند ۹۵ در پنجمین اجلاس کمیته ثبت میراث ناملموس؛ شیوه نوازندگی نی جفتی استاد قنبر راستگو (خالو قنبر) در فهرست میراث معنوی کشور ثبتملی شد. ساز جفتی " ساز جفتی در هرمزگان عبارت از دو ساقهی نی موازی است که در هفت بند، جفت یکدیگر (با ۱۴سوراخ موازی) قرار گرفتهاند. این دو نی با موم عسل و در بافتههایی محلی به نام "خوس" به یکدیگر چسبانده میشود، با دو دهانه برای دمیدن که همزمان با هم نواخته شده و بدین ترتیب با صدایی مضاعف نوای اصلی را برجسته میکند. شیونی نواختن جفتی، دل شیونی میخواهد و قنبر احمد راستگو آتش به جان گرفتهی این کار است. استادی مسلم که در کمال خضوع برای هر گونه همکاری در جهت اشاعهی فرهنگ موسیقی جنوب کوتاهی نمیکند. قنبر راستگو با وجود سن بالا، ساز نفسگیر جفتی را چنان ماهرانه مینوازد که شنونده را مجذوب خود میکند. شاگردانی را هم تربیت کرده تا این ساز به فراموشی سپرده نشود. قنبر راستگو با ۳۳سال سابقه کار در ادارهکل فرهنگ و ارشاد هرمزگان هماکنون بازنشسته است. یکی از ترانه های معروف و ماندگار خالو قنبر به نام مش احمد می باشد. متن ترانه مش احمد از خالو قنبر راستگو اول داستانش را بگم بعد بریم برسیم به ترانه اش یک مش احمد بوده که مغازه داشته در قلعه ی میناب
[ ۱۳۹۷/۰۱/۲۰ ] [ 12:10 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
نان های بومی ومحلی
نان بومی و محلی در استان هرمزگان بیشتر در مناطق بندری و جزایر خلیج فارس پخت می شود و فراوانی آن به بیش از 40 نوع می رسد. پخت نان محلی درهرمزگان بخصوص در بنادر وجزایر خلیج فارس از جمله جزایر قشم وهرمز و جزیره هنگام ، شهر میناب و بستک به کسرت وجود دارد. این نان ها بیشتر در منازل و درخانه ها پخت می شود ولی بعلت فروش و مشتری زیاد ، امروزه در بسیاری از مناطق شهر ها پخت می گردد. [ ۱۳۹۶/۱۲/۱۸ ] [ 10:11 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
چیستان های محلی میناب و هرمزگان
چیستان یا چیست آن به معنی پیچیده و به اصطلاح کلامی است موزون، که دلالت بر ذات شیئی از اشیا با ذکر خواص و لوازم آن شیء دارد.شعر یا نثر یا کلامی است که در آن، با بیان نشانهها و ویژگیها و مشخصات چیز معین یا توصیف آن چیز (بی آنکه از آن نامی برده شود) آن را از شخص مقابل مورد پرسش قرار میدهند و منظور از آن در واقع نوعی هوش آزمایی یا مسابقه است و چون اغلب با کلمه «چیست آن» آغاز میشود به آن «چیستان» میگویند. در اینجا به تعدادی از چیستان های هرمزگان و میناب میپردازیم
سری الماس بُنی الماس زَبُن تُرکی خدا نشناس ؟ سرش برنده بنش برنده زبان محلی نمی داند خدا را نمی شناسد؟ جواب: تفنگ .................... ای پرکی تخته اون پرکی تخته میون تخته کُوندُرُک رخته این طرف تخته است اون طرف تخته وسط تخته جویدنی نرم است جواب: گردو .................... دست نَه چهمی بُکُن لو خو واز اَکُنت دست در چشم آن میکنی دهان خود را باز می کند جواب: قیچی .................... اَریِت و اَتیِت دلی وا خو نتیت می رود و می آید ولی خوابش نمی برد جواب: مشک .................... گای زرد لاغری ما اکُشیم تو ناخری گاو زرد و لاغر ما می کشیم شما نمی خورید جواب: سوروک(زنبور زرد) .................... چِن چِن چِنَکِن نَه آسمون مُعلَقِن گاهی حلال مطلقِن گاهی حرام مطلقِن آن چیست که آویزان هست گاهی حلال و گاهی حرام است جواب: انگور .................... یک بُرکه دو هو داخلیشن یک منبع دو جور آب دارد جواب: تخم مرغ .................... -نَه دست ایشه نَه پا ایشه خبر از همه جا ایشَه دست و پا ندارد ولی از همه جا خبر دارد جواب: رادیو .................... یه دونه پر به خونه یک دانه است ولی خانه را پر میکند جواب: لامپ .................... غلام بَپِت به یک پا ووستادِن غلام پدرت روی یک پا ایستاده جواب: لنگه دروازه .................... از ایجا تا خراسون همه کلاه درازون از اینجا تا خراسان همه کلاه دراز دارن جواب: نخل(درخت خرما) .................... صد دَرن سیصد دَرن هر دَر مثل چهم خَرن صد در و دروازه دارد و هر کدام به بزرگی چشم الاغ است جواب: مچک(قفس) .................... شش پا و دو سر دُمیش نه کمر شش پا دارد و دو سر دمش وسط کمر جواب: ترازو .................... هَشت پا و دو سَر زمین اَکُنت زیر و زِبَر هشت پا و دو سر زمین می کند زیر و بالا جواب: شخم زدن زمین با دوتا گاو نر .................... سغ سرخ نه نم خوتن سگ سرخ جای نمناک خوابیده جواب: زبان .................... بالا اریت باری هه پایین اتات کاری هه بالا میره بار داره پایین میاد کار داره جواب: قاشق .................... ترکنم بر تو نهم تا تو شوی خون آلود خیس میکنم بر بدن تو میگذارم رنگت قرمز می شود جواب: حنا ................... دختری داریم پوسه پوسه هرکی میاد میبوسه. جواب: قلیان ................... حیوانکی موزی سر تا پاش طلادوزی، اگر با آن کنی بازی صد ناله براندازی. جواب:سوروک (زنبور زرد) .................... مرغ آتش خوارم و آتش پروبال من است، استخوانم نقره، اندر جگر دارم طلا، هرکه معنایش بداند پیر و استاد من است. جواب: قلیان .................... اشترپلنگ بی دم بالی زند به صحرا، مالی دهد به مردم خوشحال کند خدا را. جواب: زنبور عسل .................... سینی پر گوشواره مردی میاد میشماره. جواب: ستاره ................... نه یک من نه نیم منب ار میکشد به سی من. جواب: دمپایی ................... کاسه پرخون به دست لاله خاتون. جواب: انار ................... کلاه پر انار اگر مردی یک دانه بردار. جواب: آتش .................... سرنمدی پانمدی،کلاه دراز سرحدی. جواب: جوراب ................... مرغ بی بال و پر، نه زاده از مادر نه دیده پدر. جواب:باد .................... الاکلنگ یزدینه نون میخواد نه سبزی، آب میخوره فراوان، نونش رو میده به مردم. جواب: آسیاب آبی .................... سرش بسته تهش بسته ، درونش صد عروس رو بسته جواب: انار و....
[ ۱۳۹۶/۱۲/۱۸ ] [ 9:47 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
آداب و رسوم مردم هرمزگان و میناب در عید نوروز
نوروز از مراسم بسیار کهن ایرانیان آریایی است و آن واژه ای برخاسته از تاریخ ایران زمین است که به پاس نو شدن طبیعت و روئیدن سبزه و گل شروع می شود ودر این ایام کتاب هستی اوراق خود را در مقابل دیدگان اهل خرد و نظر می گشاید و گردش ایام و گذرا بودن عمر را به انسان متذکر می شود. نوروز عزیزترین روز سال نزد ایرانیان است به طوری که :«اجرای مراسم جشن نوروز و گستردن خوان نوروزی در طول تاریخ بی نهایت با شکوه و جلال برگزار می شده است و در برخی از برهه های تاریخ با وجود مخالفت هایی که می شد نتوانستند این رسم و دیگر مراسم را که موجب وحدت و هویت ملی ایرانیان است از میان بردارند.» آداب نوروز: در عید نوروز مردم میناب پیشانی و شاخ گاو و گوسفند ان و همچنین در منازل را با گلک (:گل سرخ)رنگین می سازند ودر این راستا بر این باورندکه زمین روی شاخ گاو ماهی قرار دارد و نوروز روزی است که گاوماهی برای رفع خستگی زمین را از این شاخ به آن شاخ منتقل می سازد و احیانا نوروز اگر زلزله ای رخ می داد آن را در اثر جابجا شدن زمین از یک شاخ به شاخ دیگر گاو می دانستند نوروز اگر زمستان پر بارانی داشته باشد، فرح بخش و نشاط انگیز است و سبزه و گیاهان زینت بخش فضای دشت و دمن خواهد بود. در دوران گذشته در شب و روز فروردین وسایل منزل از جمله:کوزه های سر شکسته ،حصیر و بوریا را که کهنه شده بودند دور می ریختند و سپس به انتظار رؤیت رنگین کمان می ماندند و بر این باور بودند که هر گاه در آسمان رنگین کمان بیاید سال تحویل داده است. پیرزنان و پیر مردان نیز سر خود را حنا می زدند و زنان جوان نیز دست و پای خود را با حنا نقش و نگار می انداختند و سپس لباس نو می پوشیدند،زنان نقاب(برکه) نو به صورت می بستند و مردان نیز لنگ(نوعی شلوار مردانه)می پوشیدند و همگی بر چشمان خود سرمه می کشیدند و به همدیگر مژد گانی می دادند. در ایام نوروز در باغ های اطراف میناب؛ گلی به رنگ بنفش می روید که با نام بهارکو معروف است و معمولا دختر خانم ها و آقا پسرها آن گل ها را به بند می کشند و به گردن می آویزند. در گذشته به هنگام تحویل سال، تمام اقوام و طایفه در خانه ی بزرگ فامیل و یا پدر و مادر جمع می شدند و شب نشینی راه می انداختند و کهنسالان مجلس نیز چیچکا (قصه) تعریف می نمودند و از خاطرات خوش خود و همچنین از گذر ایام سخن می راندند. به هنگام تحویل سال نیز گل های نوروزی که در فصل نوروز به صورت خودرو می رویند می چینند و در خانه های خود می گذارند و همین طور برگ درخت انبه و زیتون ( گواوا ) را به در خانه هایشان می زدند تا کهنگی آن ها از بین برود؛ از دیگر اعمال نوروز در میناب که توسط خانم ها انجام می گرفت رنگ کردن تخم مرغ با گلک(گل سرخ) بود تا به هنگام تحویل سال به کودکان خود هدیه دهند و هم این که آنها بر روی آتش نمک می ریختند و همچنین وسط ابروهای خود را نیز با گلک (گل سرخ) رنگ می نمودند و به مانند خال هندی ها زینت می دادند. سبزه ی نوروزی: مهمترین مظهر محیطی نوروز ،سبزه ی نوروزی است که پیام آور نوشدگی و بارزایی طبیعت است،سبزه ی نوروزی به هنگام فرارسیدن نوروزباید پیش چشم باشد مردم میناب دو سه هفته پیش از نوروز ،گندم،جو،ارزن،ذرت،لوبیا،نخود و ماش می کارند و در گذشته نیز با نزدیک شدن به سال نو هسته ی خرما را درون خانه هایشان می کاشتند تا جوانه بزند و سبز شود و در هنگام تحویل سال از آن استفاده کنند. پوشاک نوروزی: بیشتر مردم میناب به پوشاک نوروزی اهمیت می دهند ،گویی تا پوشاک آن ها آماده نشود ،نوروز نمی رسد از این رو بازار پارچه فروشان و لباس فروشان سخت داغ است چراکه به هنگام نوروز همه می خواهند لباس های نو بر تن کنند و سال نورا با شادی و رخت نو آغاز نمایند. خانم ها به هنگام تحویل سال ،برکه های (نقاب) خود را دور می اندازند و برکه های نو می پوشند که البته رنگ برکه ها (نقاب) متفاوت است واز رنگ آن برکه ها به خوبی می توان فهمید که پوشنده ی آن برکه دختر است یا بیوه است و یا اینکه شوهر دارد یا به کدام فامیل و تبار و قبیله و طایفه وابسته است. اما با آمدن نوروز مردان نیز لنگ های (شلوار) کهنه ی خود را دور می انداختند و لنگ دیگری می پوشیدند. غذای نوروزی: اغلب غذاهای مورد استفاده در نوروز،البته در گذشته پیاز و سوراغ (نوعی چاشنی) و همچنین نان گندم و یا جو بوده است؛همینطور شیر و دوغ گاو و چنگال (نوعی شیرینی محلی) نیز کاربرد داشت،مردم میناب بر این باوربودند که در سال نو باید از غذای تازه استفاده کرد؛در این راستا اگر گندمی از قدیم در منزل داشتند آن رامورد استفاده قرار نمی دادند و به شالیزار می رفتند و از نو گندم می چیدند و با آسیاب آرد کرده و مورد استفاده قرار می دادند و بر این عقیده بودند که تا سال دیگر سفره شان پراز دسترنج خودشان خواهد شد. اعتقادات نوروزی: در روز یا شب نوروز با شکم خالی نباید خوابید چراکه مادر نوروز شکمت را وارسی می کند و اگر دید که سیر هستی ،تمام سال سیر می شوی و روزی ات افزون می گردد ، ولی اگر با شکم خالی و گرسنه باشی ،رزق و روزی ات در آن سال کم می شود ، به طوری که در آن سال در بیشتر ایام گرسنه خواهی شد. هرگاه مردم در نوروز رنگین کمان مشاهده می کردند بر این باور بودند که سال تحویل داده است مردم میناب بر این باورند که نوروز مادر دارد به همین خاطر در روز عید نوروز خوشه های تازه ی گندم و پیاز را بر سر در خانه می گذاشتند و معتقد بودند که سهمیه ی مادر نوروز می باشد در شب های نوروزی تاب می خوردند و بر این باور بودند که تاب خوردن در این ایام موجب ریزش گناهان می شود،اگر در نوروز انسانی به سرای باقی می شتافت ، هفت زن به رودخانه می رفتند و سنگ جمع می کردند و آنگاه قبر را می بستند . اگر کسی چند روز قبل از نوروز به وادی خاموشان می پیوست و در آرامستان ابدی آرام می گرفت به هنگام رسیدن نوروز ، برایش عزا نمی گرفتند و بر این باور بودند که یک سال از آن ماجرا گذشته است. هوای دام زا : اعتقاد بر این است که هوای دام زا ، ده روز قبل از نوروز یا ده روز بعد از آن حادث می شود . در این ایام هوا ابری و گرفته است ولی باران کمتر می بارد . این روزها زمان زایش حیواناتی کوهی نظیر آهو، قوچ و پازن است . بره های این حیوانات از آب و رطوبت اندک باران استفاده می کنند . بدین علت است که به این نوع هوا ، هوای دام زا می گویند . نوروزی خوانی: «ترانه های نوروزی و نوبهاری ، افزون بر بازگویی و توصیف عواطف و احساسات مردم در بازنگری نوبهار و نوروز ، عموما به اشاعه فکر عامه می پردازد . هنوز هم در بسیاری از روستاها و شهرهای ایران ، نوروزی خوان ها ، این پیک های نوروزی چند روز پیش از نوروز ، به در خانه های مردم می روند و رسیدن نوروز و نوبهار را تهنیت می گویند . » در میناب کودکان به هنگام فرا رسیدن نوروز ، سرود نوروزی می خوانند تا به دستاویز آن از بزرگتر ها عیدی بگیرند : « نوروز نو باز آمده / بلبل به آواز آمده / فرزند به صد ناز آمده / بابا بده نوروزیم / مادر بکن دلسوزیم / مادر به حق شیر تو / در گردنم زنجیر تو / شب ها بخوردم شیر تو / بابا بده نوروزیم / مادر بکن دلسوزیم / نوروزیم ده شاهی است / کمتر کنی یک شاهی است / گر ندهی رسوایی است / بابا بده نوروزیم / مادر بکن دلسوزیم / ای بی بی نیکو سرشت / جای تو باشد در بهشت / طفلان دهندم سرزنشت / بی بی بده نوروزیم / مادر بکن دلسوزیم/ ای خاله ام ای با وفا / باشد خدا از تو رضا / جای تو باشد کربلا / خاله بده نورزویم / مادر بکن دلسوزیم / عمو به حق لا اله / حق باشدت پشت و پناه / باشد خدا از تو رضا / عمو بده نوروزیم / مادر بکن دلسوزیم / خالو تو هستی خال من / هستی تو پر و بال من / فکری بکن بر حال من / خالو ( دایی) بده نوروزیم / مادر بکن دلسوزیم » تحویل سال نو: قبل از تحویل سال نو ، مردم میناب سر و پای خود را پاک می شویند و جامه نو می پوشند . همین طور ریسمانی را از شاخ درختی تنومند می آویزند و دختران بر آن نشسته و در هوا می آیند . که به جوکو خوردن معروف است . به هنگام تحویل سال ، در خانه ا سپند دود می کنند و پس از خواندن دعای نوروزی و تبریک گفتن سال نو به خانه ی بزرگان فامیل می روند و در این دید و بازدیدها کودکان از بزرگتر ها عیدی دریافت می کنند و همچنین با در دست داشتن شیرینی و آب و گلاب بر مزار عزیزان از دست رفته ی خود حاضر می شوند و برای آنان فاتحه می خوانند و سال را با خوشی و شادی شروع می نمایند ، اما بعد از نوروز ممکن است که هوا با سرعت رو به گرمی برود و سبزه ها خشک شود . با این وجود اعتقاد عمومی بر این است که پس از نوروز تغییرات غیر منتظره ای ممکن است در هوا ایجاد شود. سیزده بدر: «سیزده روز پایان دوره ی جشن های نوروزی است . در این روز مردم بنا بر یک سنت فرهنگی از خانه ها بیرون می آیند و به دشت و صحرا و باغ می روند تا آخرین روز عید را در طبیعت و در کنار سبزه و گیاه و آب روان چشمه ها و جویبارها به شادی و خوشی بگذرانند » ( بلوکباشی : 1380: 89) . ایرانیان باستان بر این باور بودند که سیزدهم نوروز ، آغاز رهایش از جهان مادی ، روز طلب باران بهاری برای کشتزارها ی نو دمیده ، روز ایزد تیر و تیشتر و روز نابودی دیو اپوش و روز گره زدن سبزه ها برای باز شدن بخت دوشیزگان است . اما مردم میناب روز سیزده را نحس می دانند و به همین مناسبت اهالی برای رفع نحوست روز سیزده به دامان طبیعت پناه می برند و عظمت خداوند را در آئینه طبیعت می بینند و در کمال شادی و سرور سیزده را در دشت و صحرا و باغ های اطراف شهر و همچنین رفتن به مکان های مقدس و دیدن از ساحل زیبای بندر های نزدیک شهرمیناب سپری می نمایند . در روز سیزده دختران دم بخت دسته دسته در صحرا متفرق می شدند و سبزه را گره می زدند و می گفتند: سیزده بدر ، سال دگر ، بچه بغل . آنگاه تا غروب آفتاب در صحرا می ماندند و با پنهان شدن آفتاب به خانه های خود بر می گشتند و در آن شب افراد کوچکتر نزد بزرگ تر ها می رفتند و از آنان قصه های قدیمی را می شنیدند . و بدین گونه ایام را با شادمانی سپری می کردند . نتیجه گیری : نوروز و رسم های وابسته به آن از جلوه های بارز فرهنگ و تمدن ماست ، رسم های متعلق به نوروز هر چند کوچک مانند: خانه تکانی ،انداختن سفره نوروزی ، سیزده بدر ، کاشتن سبزه و ... باشد ؛ همه و همه نشان از نظم و برنامه ریزی ایرانیان در آیین دیر پای نوروز است و نشان از غنای فکر مردمی دارد که به هنگام رسیدن نوروز و دمیدن سبزه و نو شدن طبیعت برای پاسداشت و شادمانی آن ، این رسم ها را اجرا کرده اند ؛در این راستا مردم هرمزگان علاوه بر اجرای مراسم هایی که ذکر آن رفت ، شاخ گاو و گوسفندان را نیز رنگ می کردند و همین طور به سر در منازل خود به نشانه ی تحویل سال نو ، شاخه های گل می آویختند و به اجرای بازی های سنتی و شادی می پرداختند و عید باستانی نوروز را اینگونه به جشن می نشستند . نویسنده:سهراب سعیدی [ ۱۳۹۶/۱۲/۱۵ ] [ 10:41 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
درختان بومی محلی هرمزگان و میناب
درخت کرک(استبرق)
گیاهی است که در مناطق گرم و خشک و بیابانی می روید. این درخت دارای برگهای گوشتی و ضخیم است. در قدیم از شیره این درخت برای درمان جذام ، زخم ، کورک و درمان بیماریهای کبدی استفاده می کردند. شیره این درخت در ساقه و برگ و میوه آن وجود دارد که در هنگام قطع این اجزا از درخت این شیره از آن خارج می شود. عسل کرک (عسل استبرق) دارای خواص درمانی و دارویی این گیاه می باشد. در مناطق مختلف آن را با نام های مختلفی می شناسند. در خوزستان به آن "غَلَب لَب"، هرمزگان و جنوب کرمان و بلوچستان به آن "کَرگ" به گویش ایرندگانی هم میشه "کرک" در بوشهر و اطراف آن به آن "خَرگ" می گویند. ..................................................................................................................................... درخت کهور درخت کهور، گونه ای از درختان صحرایی و همیشه سبز بوده که بومی جنوب شرقی آسیا از جمله ایران، هند، پاکستان ، عربستان و یمن است.
سرعت رشد این گیاه متوسط میباشد . پوست درخت متمایل به خاکستری است . این گیاه در اکثر خاکها رشد میکند ولی خاکهای آبرفتی مخلوط ماسه و خاک رس بهترین نوع خاک برای رشد این گیاه هستند. دمای بین ۹ تا ۳۶ درجه برای نگهداری این گیاه مناسب است. تمام قسمتهای درخت کهور ، مفید و قابل استفاده میباشد از این رو پادشاه صحرا نیز نامیده میشود. ( گاها این درخت تا ۲۰ متر نیز رشد کرده است.) .............................................................................................................................. درخت کرت(karat) کَرَت نیز درختی است دارای ارتفاع بلند و شاخ و برگ انبوه که شکوفۀ زرد رنگ دارد و دارای بوی خوش است. کرت از گونۀ گیاهان گل ابریشمی منطقه است که دارای خارهای تیز بلند و شاخههای فروافتاده، شبیه بید مجنون است و دانۀ تلخ آن درون غلاف کوچکی قرار دارد که در گذشته به صورت سنتی مصرف دارویی داشته است. از جمله اینکه غواصان گرد دانۀ خشک شدۀ آن را قبل از فرو رفتن در آب به بدن خود میمالیدند.
چوب آن سرخ تیره مایل به قهوهای است و بسیار سخت و چگال است و در برابر آب به خوبی پایداری میکند. به همین خاطر در جنوب ایران از گذشته تا به حال چوب کرت یکی از چوبهای اصلی برای ساخت لنج به شمار میرفته است. برگها و غلاف دانههای این درخت، خوراک خوبی برای چارپایان به ویژه گاو است. .....................................................................................................................................
درخت گل ابریشمگل ابریشمنام درختی است که در استانهای ساحلی جنوب ایران میروید. این درخت بومی منطقه گرمسیری جنوب آسیا است، ولی تا کنون گسترش فراوانی یافته و در بسیاری از مناطق نیمه گرمسیری جهان نیز رشد میکند و تکثیر میشود.
این درخت به بلندی ۱۸ تا ۳۰ متر میرسد و تنهای به قطر نیم متر تا یک متر پیدا میکند. برگهای این درخت شانهای است و خزان میکنند چنانکه در پایان فصل سرد کاملاً بیبرگ میشود. دانههای آن در خوشه سبز رنگی قرار دارند که به تدریج زرد میشود. گلهای این درخت، سفید مایل به زرد و به صورت مجموعه تارهای ظریف و خوشبو به درازی ۳ تا ۴ سانتیمتر ومنگله ای شکل است. درخت گل ابریشم تاج کرویشکل بزرگ و سبزرنگی ایجاد میکند که منظره بسیار زیبایی دارد. بههمین خاطر بهعنوان درخت سایهدار و زینتی در مناطق شهری کاشته میشود. در هند از چوب آن الوار تولید میکنند. از غلاف دانهها و برگهای این درخت نیز به عنوان خوراک دام برای برخی چارپایان استفاده میشود. این درخت در خاكهاي لومي داراي رشد خوبي بوده و به محيطهاي خشك سازگاري دارد. در مقابل آبياري نامناسب نيز مقاومت داشته و رويش مناسبي دارد. محيط آفتابي يا نيمه سايه را به خوبي تحمل كرده و در برابر آلودگي هوا و سرماي تا 10ـ درجه سانتيگراد نيز مقاوم ميباشد. اين درخت به علت شاخهزايي زياد بايد از سالهاي اوليه رشد هرس فرم شده و شاخههاي قسمتهاي پائيني حذف شوند. ...................................................................................................................................
درخت گز درختی است زیبا دارای برگهایی باریک، نوک تیز و فشرده به هم دارد. از شاخههای این درخت مادهای به خارج ترشح میشود که به گز انگبین موسوم است و دارای ساکارز، موسیلاپ و پراکسیداز است؛ و به علت شور بودن برگهای آن فقط شتر و شترسانان از آن استفاده میکنند، اما برای تغذیهٔ سایر حیوانات دیگر نامرغوب است.این درخت به علت رسیدن ریشهاش به آب سطحی زمین عمر طولانی دارد، گویند که در بعضی مناطق گرمسیر بیش از هزار سال عمر کردهاست. غالباً بیشترین ارتفاع این درخت به ۱۰ تا ۱۵ متر میرسد.
درخت گز از درختان گرمسیری و ویژه شوره زارها است و در زمینهای خیلی خشک و شور و درزمینهای ماندابی کنار دریا و مجاور رودخانه ها می روید. البته نوع شاهی گز در مناطق مختلف می روید. اما مناسبترین جا برای رشد و زیاد شدن آن منطقه های گرم وخشک بیابانی و خاکهای شور است.این گیاه در برابر تغییر دمای هوا مقاومت زیادی دارد. همچنین گز روشنایی پسند است و در برابر کم آبی بسیار مقاومت می کند. بدین سبب که ریشه های آن بسیار طولانی است و آب های سطحی زمین می رسد و از این آب ها خود را سیراب می کند. از همین رو نیازی به آبیاری ندارد و علت عمر طولانی بودن آن در همین نهفته است. شیرینی ای که در نواحی اصفهان و بلداجی به نام گز ساخته میشود نیز نام خود را از شهد ترشح یافته از پسیل گز که اختصاصاً برروی این درختچه جایگیر میشود گرفتهاست. ارزش گز انگبین در این است که یکی از معدود قندهای فروکتوز به تنهایی در طبیعت میباشد. ...................................................................................................................................
درخت چوج چوج ، درخت ارك ، درخت مسواك و با نام جهاني Salvadora persica
درخت تاريخي منطقه هرمزگان كه براي خيلي ها هنوز ناشناخته مانده و يا اطلاع كمي درباره آن دارند ، متاسفانه نه تنها در سطح استان ، بلكه در سطح كشوري هم چندان تحقيقي درباره ان نشده به همين خاطر علي رغم اسم ايراني كه يدك مي كشد Persica همه آن را يك نوع درخت عربي مي دانند و بيشترين استفاده از اين درخت و بخصوص ريشه آن ، چه به شكل سنتي و يا بشكل مدرن ، در كشورهاي عربي ، پاكستان ، اندونزي ، مالزي است تا ايران و جنوب ايران زادگاهش . چوج بجز در هرمزگان در منطقه لارستان و مكران جنوب بلوچستان هم مي رويد ، انواع مختلف درخت چوج در سراسر دنيا پراكنده شده اند ، از امريكاي جنوبي گرفته تا افريقا ، و خاورميانه . چوج درختي است با برگهاي سبز و براق و هميشه سبز ، ونياز چنداني به مراقبت ندارد ، و سازگار با آب هواي هرمزگان ، ازاين درخت مي توان در حاشیه شهرها ، پاركهاي جنگلي ، استفاده نمود و از ريشه آن منبع درآمدي براي ساكنان منطقه ، در بعضي كشورهاي اطراف ما الان در حال پرورش و كشت گسترده درخت چوج به منظور استفاده از ريشه آن مي باشند. امروزه در سراسر جهان محصولات چوج در انواع خمير داندانهاي مورد استفاده قرار مي گيرد وحتي ماركهاي معروف هم به عنوان محصولات گياهي براي بهداشت دندان و دهان آن را تبليغ مي كنند . در كشوهاي عربي با توجه به حديثي كه از حضرت محمد نقل شده در استفاده از مسواك ، به ريشه چوج يا درخت مسواك بيشتر پرداخته شده و گسترده تر استفاده مي شود ، البته بنا بر نوشتهاي تاريخي ، مردم بابل ، ايران ، وحتي يونانيان ، هزاران سال پيش نيز از ريشه و دانه هاي درخت چوج را بعنوان مسواك و دارو استفاده مي كردند . درخت چوج مثل درخت لول تاريخ كهن در اين خاك دارد و خيلي از اروپايها اولين بار با چوج در گامرون و هرموز ( ميناب ) آشنا شدند و لينه گياه شناس معروف اروپايي چهارصد سال پيش اسم Salvadora Persica بر آن نهاد ولي متاسفانه مردم ايران كه در لاتين بعنوان پرسيكا از آنها ياد مي كنند خود ، چندان اطلاعي از اين درخت جادويي ندارند . .....................................................................................................................................
درخچه گیش گیش درختچهای سمی همیشه سبز است که به طور معمول در پارکها برای اهداف زینتی کاشت میشود. گیش درختچه ای زینتی است با برگ های تقریباً سرنیزه ای شکل دایمی که این برگ ها به شکل فراهم بر روی ساقه قرار می گیرند. به عبارت بهتر در هر بند از ساقه قرار میگیرند. به عبارت بهتر در هربند از ساقه چندین برگ مستقر است. گل ها به رنگ سفید یا صورتی بوده منظره بسیار جالبی دارند. درخچه گیش در تمام طول سال سبز بوده و دارای رشد سریعی است بطوری که معمولاً هر سال یکبار هرس می شود. برگ های آن سبز تیره با قوامی چرمی و رگبرگ های واضح، باریک، نیزه ای کشیده به طول 10 تا 20 سانتی متر هستند. گلها به رنگ های متنوع و در فصول گرم ظاهر می شوند. رنگ گلها سفید، صورتی، قرمز و رنگ های حد واسط است. میوه ی گیاه باریک و قلمی است و پوشش غلاف مانند آن حاوی تعداد زیادی دانه با موهای ابریشمی است. این گیاه در بسیاری از مناطق ایران کاشته می شود و در برخی نواحی نیز به صورت خودرو یافت می شود.
برگ گیش به برگ بید شبیه است ولی از برگ بید ستبرتر و بزرگتر است. و حیوانات اگر برگ آنرا بخورند میمیرند. گونه خودروی این درختچه در جنوب ایران از جمله در حوالی جیرفت، جهرم،لار ، جزایرخلیج فارس، بندرعباس، میناب و سیرجان دیده شدهاست. برخلاف بیشتر گیاهان خطرناک که فقط قسمت خاصی از آنها سمی است، تمام بخشهای درختچهٔ گیش میتواند موجب مسمومیت شود و حتی تنفس دود شاخهٔ در حال سوختن آن نیز مشکلاتی در پی دارد. استفاده از شاخههای این گیاه برای مصارف مختلف و نوشیدن آبی که در مجاورت گلهای خوشهای قرمز، صورتی و سفید آن قرار داشته، به مسمومیتهای شدیدی منجر میشود. دوستداران باغبانی در مناطق مختلف دنیا با آب و هوای مدیترانهای، بدون توجه به خطرات این گیاه سمی همیشهسبز به پرورش آن علاقهٔ زیادی نشان میدهند. معمولاً عوارض مسمومیت با گیاه گیش به شکل تغییرات ناگهانی ضربان قلب مثل کند شدن یا تپش و افزایش سطح پتاسیم خون بروز میکند و درمان متداول آن تجویز داروهای کنترل ضربان قلب و ضد تهوع، شستشوی معده یا خوراندن زغال برای جذب سموم است. ..........................................................................................................
درخت لور (انجیر معابد)انجیر معابد یکی از بلندترین درختان جنگلهای بارانی است و چرخه زندگی غیرمعمولی دارد. دانههای آن در درون فضله پرندگان بر روی درختان دیگر سقوط میکند. این دانهها جوانه میآورند که ریشههایش را به پایین به سمت زمین میفرستد. شاخههای گیاه تنه درخت میزبان را دربرگرفته به تدریج آن را خفه میکنند به همین دلیل به این درخت نام درخت خفه کننده را نیز داده اند. سپس درخت انجیر معابد بر روی پای خود میایستد. این درخت در مناطق گرمسیری ایران هم رشد میکند و هم اکنون جزو پوشش گیاهی جزایر خلیج فارس است
انجیر معابد در هرمزگان لور(loor) نامیده میشود. در مناطق مختلفی مانند بندرعباس، میناب، قشم و کیش و همچنین در چابهار و نیک شهر در استان سیستان و بلوچستان این درخت یافت میشود.این درخت ، بومی مناطقی مانند هند و جنوب شرق آسیاست.این درختان در مناطق گرمسیری و عمدتاً شرجی، رشد و زندگی می کنند. درختان لور را می توان از جمله زیباترین درختان مناطق حاره ای دانست. درختی با تاجی بزرگ و ریشه ها ی متعدد که میوه نارنجی رنگش نیز مطبوع و خوراکی است. پوست کهنسال ، برگ ها و ریشه هایش که از بدنه آن آویزان هستند ، این درخت را از سایر درختان متمایز می کند. رشد ریشه های آن بصورتی است که مانند چتری بر روی زمین ، سایه افکنده است. این درخت زیبا و شگفت انگیز را با نامهای دیگری چون انجیر هندی یا انجیر پرتغالی نیز میشناسند و معتقدند که از سرزمین هندوستان به خلیج فارس آورده شده است. این درخت حارهای، تاجی بسیار بزرگ با ریشههایی هوایی دارد. این درخت عجیب و شگفت انگیز، بیش از آن که تمایل به ارتفاع و قامت افراشتن داشته باشد، به شاخهپراکنی و گسترش دادن حجم سبز خود متمایل است. این درخت زیبا، در ابتدا، فقط یک تنه است. اما با رشد درخت، شاخه های آن به سمت زمین آویزان می شوند و بعد از مدتی در آن فرو رفته و خود به تنه تبدیل می شوند. این روند آنقدر ادامه می یابد تا یک درخت ، چندین ساقه داخل زمین خواهد داشت. علت نامگذاری این درخت به عنوان انجیر معابد، به زمان بودا بر میگردد و دلیل آن وجود درخت انجیر مقدسی که بنا به اعتقاد بوداییان، بودا، در زیر آن، به مراقبه پرداخت و به روشن بینی رسید است. در نماد شناسی مذهبی نیز، این درختان مقدس، از روی برگهای قلبی شکل خود مورد شناسایی قرار میگیرند. این درخت، در استان هرمزگان و میناب، به درخت لور معروف است. این درخت تا چند صد سال عمر می کند. برگهایش همیشه سبز بوده و یکی از روییدنی های شگفت انگیز این استان می باشد. میوه رسیده نارنجی رنگ آن مطبوع و خوراکی است. همچنین ریشه های متعدد بسیاری دارد که جلوه خاصی را به درخت بخشیده است. [ ۱۳۹۶/۱۲/۱۴ ] [ 9:0 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
حیوانات به زبان و لهجه میناب:
شغال= تورگ (turg) سگ= سغ (sagh) سگ نر= نرسغ (narsagh) سگ ماده= ماجک (majak) توله سگ= کچک (kochak) جوجه= چورک (churak) قورباغه= گووَک(guak) خدنگ= رشگوک(reshguk) مرغ= مُرگ (morg) مرغ کوچک= تیشت (tisht) گنجشک= جوشک (jushk) ملخ=میگ (meyg) ماهی=موی(moye) مارمولک=کلپک(kalpak) موش=مشک(moshk) زنبورسرخ= گوز(gouz) زنبورسیاه=موک (muk) زنبور زرد=سوروک (soruk) زنبورسفالگر= سازات(sazat) زنبورعسل= مش عسل(mash asal) خروس=کروس (korus) مورچه=مروک (moruk) مورچه سیاه ریز=تساک (tosak) مورچه زرد ریز= گیرغ (giregh) مورچه سیاه بزرگ = مروک گلمپا (moruk golompa) موریانه= رمیز (ramiz) سوسمار=کراس (keras) آفتاب پرست= گوجک (gujak) مگس=مش (mash) قمری=سهروسک (sohrusk) هزارپا=مارنغروش (maranghorush) جیرجیرک=چرت (cheret) سوسک= کزوک (kazuk) سوسک چرم و فرش= تک تکو (tekteku) سوسک سرگین(سرگین غلطانک)= گوپل(goopel) خرچنگ=سینگو (singo) سنجاقک=جولاخک (julakhak) خرمگس= مش سغی (mashsaghi) پشه=پتوک (potuk) هشت پا=انکاس(ankas) عقرب زرد=تک زرد (tek zard) عقرب سیاه= کوترنگ (kotereng) گاو=گا (ga) بز= کهره (kahra) گاو نر= جلب (jelab) گوساله= گوسک (goask) بزنر= نری (nari) بز نر کوچک= چپشت (chapesht) خارپشت= دازو (dazu) جوجه تیغی= دجوک (dajok) خفاش= مورشو(morsu) قرقی= تیزبالک (tizbalak) هفت رنگ= کاروشک (karushk) کبک= کوگ (kug) کبک جیرفتی= کمنزیل (kamanzil) شتر=اشتر(eshtor) سورمار= روغنلپک (rughanlapak) اردک= بط (bat) کبوتر= کفتر (kaftar) کک= کهک (kahk) آخوندک؛ مانتیس= زن مار (zan mar) شپش= شش (shosh) کوسه ماهی= کولی (kuli) سفره ماهی= پوو (pow) گربه ماهی= گلو (galu) بید= گاوک (gavak) سبزه قبا= شوزک (shuzak) پرنده آفتاب= پتی (peti) فاخته (کوکو)= کغار (keghar) قبره= کورکولا (kurokola) دارکوب= کنته تراش (kontaterash) عنکبوت= پلیچکونی(pelichekoni) کنه= کت(kat) و... ........................
[ ۱۳۹۶/۰۹/۰۹ ] [ 13:48 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
گیاهان بومی و محلی میناب:
شلکی (شلک):
شلکی یا شلک گیاهی سبز رنگ با برگهایی دایره شکل شبیه گل ختمی است که در تمام مناطق استان هرمزگان و میناب تقریبا به صورت انبوه وجود دارد و این گیاه پس از برداشت و چیدن و همچنین شستن و تمیز کردن آن، به چند روش پخت می شود و به عنوان وعده صبحانه که در گویش محلی به آن “رغ بن” می گویند و یا به عنوان میان وعده مصرف می کنند
این گیاه در زمستان و پس از بارندگی می روید که برای انسان ها و زندگی مردم کاربردی خوراکی دارد. شلکی را باید وقتی دارای برگهای نازک و تازه هستند با لیمو خشک و نمک در آب بجوشانند و بعد از پختن به صورت گرم میل کنند و این غذا اثر دارویی بسیار بالایی دارد به ویژه به خاطر خاصیت ملین بودن آن، برای معده بسیار مفید می باشد و در دیگر شهرستان های هرمزگان شلکی را شستشو می دهند و آن را به مدت تقریباَ ۴۵ دقیقه آنرا جوشانده سپس در روغن همراه پیاز سرخ کرده و نوش جان میکنند. ...................................................................................................................................... سمسول یا سمسیل:
سمسول یا سمسیل گیاه دیگری است که بعد از بارندگی به صورت خودرو در استان هرمزگان و میناب میروید. که تا وقتی بزرگ نشده و به شکل بوته نشده می توان آن را مصرف کرد.
سمسیل گیاهی خودرو سبز رنگ با برگهای لوله ایی شکل ریز و دارای مزه ای شور است و در کنار سفره به عنوان یک سبزی مصرف می شود. ..................................................................................................................................... خلالنج یا قارچ(حقر): خلالنج یا قارچ و یا حقر بعد از بارندگی زیر درختان به ویژه درختان کهنسال کهور و کرت محلی می روید و این قارچها در دو نوع و رنگ سفید به نام خلالنج میشی و رنگ تیره به نام خلالنج بزی که در بعضی مواقع اندازه آنها بسیار بزرگ بوده حتی به شعاع ۳۰سانت وجود دارد و خلالنج بیشتر مورد علاقه جوانان است و آن را کباب می کنند و میخوردند و چیدن خلالنج یک تفریح مورد علاقه جوانان منطقه است و همه در این تفریح شادمان هستند. .................................................................................................................................... با کاهش نزولات جوی و خشکسالی این گیاهان مفید خودرو کم شده و به همین نسبت نیز استفاده مردم از این گیاهان کمتر شده ولی هنوز هستند مناطقی که شلکی و سمسول را در فصل خود به خوبی مصرف می کنند. [ ۱۳۹۶/۰۹/۰۸ ] [ 14:41 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
ضرب المثل های میناب:
ضربالمثل گونهای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آنها نهفته است. بسیاری از این داستانها از یاد رفتهاند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با اینحال، در سخن بهکار میرود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب المثل» به معنای مَثَل زدن است. در اینجا به تعدادی از ضرب المثل های رایج در میناب اشاره ای کرده ام... ...................................... مار سَر صَحرا به تو بزن نه زبون آدم درباره کسی می گویند که مورد حسد دیگران واقع شود ..................................... صدا دُهُل از دور خَشِن شنیدن آواز از دور خوب است نه از نزدیک .................................... هَر زن زِشتِرن ناز و تَکَبُری بِشتِرن زن زشت ناز و افاده زیاد دارد ..................................... مُرغ به جایی اِرت که دانه بِچینت نه به جایی که کینه بِچینت در جایی گفته می شود که با آدم بد خُلق و کینه توز رفت آمد کنند .................................... دوغِت نادَم بُرو که ماستت اَفِرِستُم نقد و نسیه وعده به کسی دادن این مثل را گویند ..................................... نه خَر ما از بارِن نه چُک چُک ما از کارِن نه کار به ما دارد و نه سر و کله زدن ما لازم است .................................... خُودش ماهِن چه حاجتی به چِراغن کسی که خودش قشنگ باشد احتیاج به آرایش ندارد ................................... یک تیر و دو نشون کسی که برای کاری می رود و کار دوم رو انجام میدهد .................................. شتر از پرصبری چوک پر زور اتارت سَغ از بی صبری کُچَک کور شتر از بس صبرش زیاده بچه اش که به دنیا میاد پرزوره ولی سگ که بی صبره بچه اش کوره این مثل را در مورد اشخاص بی صبر می گویند ................................. یزد دورن ول گز دور نین شهر یزد دور است ولی درخت گز که دور نیست . ................................ زنی خوبن که نون اکنت / آتش تو کودن بون اکنت زنی خوب است که خودش در آتشدان ، آتش را روشن می کند و نان می پزد . مفهوم عامیانه : زن خانه دار خوب است . .................................. زن بیوه بکن که مال داره / شب و نیمه شبی چنگال داره با زن بیوه ازدواج کن که مال و دارایی دارد و در خانه اش همیشه ، چنگال (نوعی شیرینی ) هست ................................. مرد دو زنی شو تو مسجد اخووت مردهایی که دو زن دارند ، شب ها در مسجد می خوابند . مفهوم عامیانه : مردهایی که دو زن دارند همیشه سرگردانند . .................................. مرد فخیر ا رو اشتر سغی اگنت . مرد فقیر ، روی شتر هم که بنشیند ، سگ او را گاز می گیرد . ................................... چوکن نه گازین ، ممون نه خونه ی قاضین . پسر بچه ها در حال بازی کردن هستند ولی مادرهایشان در خانه ی قاضی . ................................. اگه کورن که دحت ریسن اگر نابیناست ولی دختر آقا زاده است . ................................ تا باغ ثمری هه باغپون دوری ا چرخت . تا هنگامی که باغ میوه دارد باغبان دورش می چرخد . .............................. گيرغ دور چربي اگردت مورچه ها به دنبال چربي هستند. ............................ خار خوبن سر مغ خودی تیز ببوت . چه خوب است که تیغ نخل به خودی خود تیز باشد . ............................ سغ کن سغ مم دادی سگ کیه ، سگ مادر داد محمد ............................ جهله ساز جهله اي نين كربه ساز كربه اي نين
............................ بکن کار و مشو محتاج خویشان / که مردن به بود از طعن ایشان برو کار کن تا محتاج خویشاوندان نشوی ، چراکه مردن بهتر از محتاج آنها بودن است . ............................ اگر اطلسی کنی ، کانی بپوشی که دخت گرگا فروشی . اگر پیراهن اطلس و گرانبهایی بپوشی باز هم تو دختر سبزی فروش هستی . ............................ و....
[ ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ ] [ 16:16 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
گل یاسمین:
گل یاسمین که در گویش محلی به آن یاس مین می گویند در بعضی از باغ های شهرستان میناب کاشته می شود ،این گل خود را روی زمین پهن می کند،برگهایش متقابل و قلبی شکل و گلهایش دارای یک جام چهار قسمتی به شکل صلیب است.
اصل این گل را از ایران می دانند و از اینجا به سایر نقاط دنیا برده شده است ،یاسمین چون گلهای درختی با ریشه عمیق و عمر زیاد است . تحقیق ها نشان می دهد که بوی شیرین بوی گل یاسمین به اندازه والیوم آرامش بخش است و بدون هیچ عارضه جانبی اعصاب را تسکین می دهد . گل یاس ، درخت یاس ، گل لیلی ، یاسمون ، گل هاشم ، ظیان ، سجلاط ، سمن ، یاس گلدانی و شرخات از دیگر نامهای آن است که در استان هرمزگان و میناب آن را با نام یاس مین می شناسند که دارای رنگ سفید و بوی بسیار معطر است . این گیاه به غیر از سه ماه دی ، بهمن واسفند در تمام ماههای سال گل می دهد که بیشترین آن در اردیبهشت ، خرداد و تیر است . در شهرستان میناب هر روز عصر هنگامی که از گرمای خورشید کاسته می شودو گلها شروع به باز شدن میکنند آنها را چیده ، گردنبند زیبا درست می کنند و در کنار خیابان یا سر میدانها بفروش می رسانند. زنان و دختران برای زیبایی و خوشبو شدن ،آن را به گردن می اندازند ، از این گل نیز در مراسم خواستگاری و گاهاً عزا استفاده می شود ، راننده ها هم برای خوشبو کردن خودرو خود یک بند گل داخل آن آویزان می کنند.
گل یا سمین گل اکنت شوو مهتاب اچینن توی بند اسومبند و به مردم افروشن
[ ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ ] [ 16:4 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
بازار ماهی گورزانگ یکی از مراکز مهم عرضه و توزیع ماهی در استان و کشور:
گورزانگ یکی از روستاهای بزرگ بخش بندزرک میناب است که از شمال با روستای باغگلان و تم بلوچان همسایه است و در جنوب آن رودخانه قرار دارد. این روستا از شرق به رودخانه، از سمت مغرب به نخلستان و روستای تمبک محدود میشود و فاصله آن تا مرکز شهر میناب 10 کیلومتر و تقریبا 20 دقیقه زمان از میناب برای دسترسی به این روستا لازم است. این روستا منطقهای غیرمرزی و غیر نظامی است، آب و هوای آن در طول سال همانند دیگر نقاط میناب است و تفاوت چندانی ندارد. راهی که به روستا منتهی میشود آسفالته بوده که به جز در مسیر رودخانه که حدود 800 متر آن خاکی - سنگی است. بازار بزرگ ماهیفروشی یکی از ظرفیتهای مهم این منطقه به شمار میرود که در روستای گورزانگ قرار دارد.
این بازار در فضایی نزدیک به 3 هزار متر مربع و در ورودی روستا از سمت رودخانه واقع شده است. برخی اسناد و نقل پیشینیان گواه بر این است که قدمت شغل ماهیفروشی در گورزانگ به حدود یک قرن پیش بر میگردد به این صورت که در آن زمان تعدادی از اهالی برای امرار معاش به وسیله چهارپایان به نزدیکترین خورها (رودخانههای منتهی به ساحل) در منطقه میرفتند و با همکاری صیادان دیگر مناطق اقدام به بستن تور در مسیر جزر و مد میکردند. ماهی صید شده را به وسیله "تل" Tol یا همان ترازوی قدیمی وزن و بین اعضای گروه تقسیم میکردند. و آنها نیز آنچه از مصرف خانوار زیاد میشد را با کالاهایی نظیر لنگ، و انواع لباس و موادی از قبیل گندم، ارزن، خرما و ... مبادله میکردند. با گذشت زمان و تقریبا در دهه 50 و زمانی که روستاییان توانستند برای خود وسیله نقلیه موتوری تهیه کنند تا حدودی از سختی کار آنان کاسته شد چرا که میتوانستند کار صید و فروش ماهی را با سرعت بیشتری دنبال کنند و این مسئله موجب شد تا شغل نوینی در این منطقه ایجاد شود. در این سالها اهالی گورزانگ به جهت صید بیشتر ماهی و سهولت در حمل آن، برای نگهداری ماهیهای صید شده با ساخت حوضچههای کوچک سیمانی که در گویش محلی پاچال نامیده میشود در محوطه خانه و درب منازل، شکل جدیدی از فروش و عرضه ماهی را برای تامین معاش در برنامه زندگی خود قرار دادند. کمکم و با رونق فروش ماهی در خانههایی که ماهی را مستقیم پس از صید به مردم عرضه میکردند، به دلیل غیر بهداشتی بودن، نحوه نگهداری ماهی و نیز بوی بد ناشی از پسماند ماهی در محلات این روستا عدهای با پیشنهاد خانه بهداشت و شبکه بهداشت و درمان میناب به فکر ساماندهی و توسعه کسب و کار در این راستا افتادند. و این رو بنای کنونی بازار ماهیفروشی گورزانگ که در حاشیه ورودی روستا و ضلع شرقی آن واقع شده در دهه 70 و با توان مردمی و توسط اشخاص و بخش خصوصی احداث شد. هم اکنون به یکی از بزرگترین مراکز فروش و عرضه انواع آبزیان حلال تبدیل شده که روزانه و متناسب با فصل صید، گونههای مختلفی از ماهیان از جمله هور (تن)، حلوا سفید (زبیری)، حلوا سیاه، مقوا، میشماهی، سرخو، سنگسر، راشکو، شیر، شوریده، قباد، بیاه، طلال، گاریز، ماهی عروس، ماهی خروس، مخلوط کبابی، پاسیاه، سارم، زرده، دمبرا، ماهی قاضی، تنگن، نایت، کفشک، داهیر، ملاس و انواع میگو در بازار ماهیفروشی گورزانگ بارگیری و به وسیله خودروهای ویژه حمل آبزیان به بازارهایی در استانهای تهران، اصفهان، فارس، خوزستان، بوشهر، سیستان و بلوچستان و یزد ارسال میشود. با توجه به رونق فروش و عرضه ماهی در بازار ماهیفروشی گورزانگ و دسترسی آسان مردم به تهیه ماهی، به نظر میرسد این مرکز برای حفظ ماهی این غذای ارزشمند در سبد غذایی مردم منطقه نقش بسزایی ایفا میکند. در حال حاضر در روستای گورزانگ 49 غرفه (پاچال) عرضه ماهی وجود دارد که هر غرفه به طور مستقیم برای هشت نفر و به طور غیر مستقیم برای 10 اشتغالزایی کرده است. روزانه به طور میانگین بین 80 تا 100 تن ماهی و آبزیان از این بازار مهم به اقصی نقاط کشور عرضه و توزیع میشود. ماهی و محصولات این بازار بیشتر از بنادر کوه مبارک، جاسک، بریزگ و بخش دیگری نیز از بندرکلاهی و خورهای میناب تامین میشود. جود دو کارخانه یخسازی و تونل انجماد (ویژه ماهی) در کنار این بازار که آنها نیز توسط بخش خصوصی راه اندازی و اداره میشود، حجم بالایی از جوانان منطقه را به کار مشغول کرده است. بازار ماهیفروشی گورزانگ به عنوان مرکزی مطمئن برای عرضه انواع ماهی سبب شده تا این روستا هر ساله و به ویژه در ایام تعطیل پذیرای حجم بالایی از مسافر و گردشگر باشد. بازار سنتی ماهی فروشان در شهر میناب و روستای گورزانگ توجه بسیاری از مردم را به خود جلب کرده است. ......................................................... بازار ماهی فروشان به صورت کاملا سنتی و با ابزار سنتی یکی از جاذبه های خوب تجاری سنتی در میناب به حساب می آید. ماهی فروشان پس از دریافت ماهی از عمده فروشان با موتور سیکلت به روستاها می روند و ماهی خود را به فروش می رسانند. البته تجمع فروشندگان ماهی در مکان های از پیش تعیین شده باعث می شود مردم مرکز فروش ماهی در شهر را بدانند و اگر ماهی موتوری را از دست بدهند خود را به محل تجمع آنان می رسانند. در بازار سنتی زنان سهم عمده ای در فروش ماهی و میگو دارند و همان روش سنتی فروش را به خوبی می دانند. این بازار سنتی در نزدیکی پنجشنبه بازار میناب قرار دارد. نکته: برای خریداری ماهی بهتر است آبششهای آن به رنگ صورتی روشن باشد و گوشت ماهی نرم نباشد (انگشت خود را داخل گوشت کنید اگر نرم بود ماهی خوبی نیست).
[ ۱۳۹۶/۰۹/۰۶ ] [ 19:25 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
گاروم زنگی(لوز):
گاروم زنگی، نام درختی گرمسیری و میوه دار است که در استانهای ساحلی جنوب ایران همچون هرمزگان و بوشهر میروید. این درخت بومی جنوب آسیا (هند، بنگلادش و ...) تا گینه نو و شمال استرالیا است.
این درخت تا ۳۵ متر رشد می کند. برگ این درخت پهن و بزرگ است و در فصل پاییز به رنگهای پاییزی در آمده و میریزند، این درخت در اواخر تابستان تا اوایل پاییز ثمر میدهد. میوه این درخت لوزی شکل و تقریباً بزرگ است و بین ۵ تا ۷ سانتیمتر درازا و ۵٫۳ تا ۵ سانتیمتر پهنا دارد. مغز این میوه ارزش خوراکی فراوانی دارد و دارای انواع مواد معدنی، ویتامینها، کربوهیدرات و ۱۶ درصد روغن است. این میوه ارزش دارویی بسیار زیادی دارد و در کشورهای گوناگون از برگها و و پوست درخت گارم زنگی به شکل گستردهای در پزشکی استفاده میکنند، به عنوان مثال در کشور تایوان برگهای افتاده درخت را در درمان بیماری های جگر مؤثر میدانند و در سورینام برای درمان اسهال و اسهال خونی، برگهای درخت گارم زنگی را مانند چای دم میکنند و میخوردند، همچنین از برگهای آن برای ضدعفونی آکواریومها استفاده میشود. ویژگی ظاهری آن ایجاد طبقات مدور از شاخ و برگ است. شاخههای این درخت در فاصلههای معینی از طول تنه به صورت افقی در همه جهات رشد میکنند و یک طبقه از تاج درخت را تشکیل میدهند. این ویژگی نمایی شبیه به چتر چند طبقه به درخت میدهد. در همه کشورهای محل رویش به خاطر زیبایی و سایه دار بودن به عنوان درخت زینتی در مناطق شهری کاشته میشود. چوب درخت گارم زنگی سرخرنگ، محکم و در مقابل آب بسیار بادوام است. میوه درخت گارم زنگی نخست سبزرنگ و کال است، میوههای آن در دو رنگ زرد و قرمز وجود دارد که میوه قرمز ترش مزه و میوه زرد شیرین است. میوه آن مانند انبه گوشت زیادی نسبت به هسته ندارد، اما بسیار خوش طعم است. هسته بزرگ لیف پوشیدهای هم دارد که دارای مغز خوردنی است. در بعضی از مناطق به آن درخت لوز میگویند. لوز واژهای عربی به معنای بادام است. در مناطق رویش معمولاً این درخت را بادام (نوعی بادام) نامگذاری کردهاند. نام انگلیسی آن بادام گرمسیری (Tropical Almond) است. این نامگذاری به خاطر شباهت ظاهری میوه این گیاه با بادام و نیز مغز خوردنی آن است که از نظر شکل و مزه شبیه به مغز بادام میباشد. گفتنی است نام این درخت در زبان تلوگو (سومین زبان بزرگ هند) بادام چتو (Badam chettu) و در زبان فرانسوی (Badamier)است که هر دو برگرفته از زبان فارسی است. ................................................................................................................................
درخت جم (جمبو):
“جم”نام درخت میوه دار و همیشه سبزی است که در شهرها و مناطق ساحلی جنوب ایران میروید.
درخت جم از جمله درختان سریعالرشد است که در دو سالگی میتواند به بلندی بیش از سه متر برسد. در هند این درخت تا سی متر ارتفاع پیدا میکند، این درخت بیش از صد سال عمر میکند. منطقه رویش این گیاه از ساحل دریا تا ارتفاع ۱۸۰۰ متر از سطح دریا است ولی از ارتفاع ۶۰۰ متر به بالا میوه نمیدهد. از آنجا که درخت جم تاج و منظره زیبایی دارد در بسیاری از مناطق رویش به عنوان درخت زینتی و سایه دار استفاده میشود. چوب آن محکم است و در مقابل آب استقامت زیادی دارد. در برخی کشورها از چوب جم برای ساخت تراورس و وسایل و ابزارالات کشاورزی و روستایی و نیز سوخت استفاده میشود. از پوست این درخت به خاطر داشتن ۸ تا ۱۹ درصد تانن در صنعت چرمسازی استفاده میشود. گلهای این درخت نیز مورد علاقه زنبورهای عسل است و به همین خاطر در صنعت زنبورداری موثر می باشد. درخت جم ، بومی کشور های هند، سریلانکا ، بنگلادش و اندونزی است و در نواحی ساحلی وگرمسیری دنیا کشت می شود . در جنوب ایران این درخت در ماههای تیر و مرداد ثمر میدهد. میوه رسیده جم سیاهرنگ است و به شکل و اندازه زیتون و یا کمی بزرگتر است. میوه جمبو که به صورت خوشهای است، نخست کوچک و سبز است رفته رفته بزرگتر و سرخرنگ میشود و سپس به رنگ سیاه در میآید. میوه جم هسته بزرگی دارد که سخت نیست. بخش خوردنی آن نرم و آبدار است . جم کال گس و ترش است ولی میوه رسیده شیرین و کمی ترش است. میوه رسیده جم محتوی گلوکز و فروکتوز است که اشکال عمدهای از قند به شمار میروند. این میوه حاوی ویتامین C و A، ریبوفلاوین، اسیدنیکوتین، کولین، اسیدفولیک، اسیدمالیک، سدیم، پتاسیم، کلسیم، فسفر، منگنز، روی و آهن است. پوست میوه جم موجب افزایش کارآیی دستگاه گوارش ، کبد و تنظیم ضربان قلب می شود . میوه جم خاصیت سوءهاضمه،ضد نفخ و اشتهاآورنیز دارد. و برای تهیه شیرینی و مربا نیز استفاده می شود. سرکه جم به علت خوش رنگ و معطر بودن کاربرد فراوانی دارد . هسته میوه جم در درمان و کنترل بیماری قند (دیابت) مؤثرند. این میوه در استان هرمزگان طرفداران زیادی دارد و در اکثر شهرستان های این استان کشت می شود. در ادیان بودایی و هندی درخت جمبو مقدس و محترم است و افسانههای زیادی درباره آن وجود دارد. ..................................................................................................................................
گواوا(زیتون محلی):
گواوا؛ درختچه ای همیشه سبز با برگ های متقابل دراز و بیضی شکل است.
درختچه گواوا بومی آمریکای حاره و نیمه حاره است و در آمریکای مرکزی، پرو و برزیل نیز می روید. این گیاه سال ها قبل به ایران وارد شد و در شمال و عمدتا در جنوب ایران رشد و تکثیر پیدا کرد. درخت گواوا قدرت تحمل همه نوع آب و هوایی به جز یخبندان شدید را دارد و هندوستان بهترین منطقه برای کشت آن شناخته شده است. میوه آن به انار کوچک و زیتون شباهت دارد، به همین سبب بومیان آن را زیتون محلی می نامند. رنگ گوشت میوه؛ قرمز، سفید یا زرد است و مزه میوه رسیده ˈشیرین، ترش و یا ملسˈ با بویی مطبوع است. میوه گواوا دارای انواع ترپنوئیدها، اسانس، روغن فرار و تانن است. این میوه با مقدار زیادی آب حاوی پروتئین، چربی، هیدرات کربن، کلسیم، فسفر، آهن، سدیم، پتاسیم، ویتامینهای آ، ب، ایبوفلاوین و ویتامین ث نیز است.
گیاه گواوا در شهرهای میناب، رودان، چابهار، تیس، دشتیاری، راسک، باهوکلات، سرباز و نیز کنارک رشد و پرورش می یابد. ...................................................................................................................................
چیکو:
چیکو نام یکی ازمیوه های گرمسیری با پوستی قهوهای و مزهای شیرین است. مزه آن نوعی شیرینی خاص است اما اگر میوه آن نرسیده باشد همچون خرمالو بسیار گس میباشد.. درخت چیکو ، بومی کشور مکزیک و آمریکای مرکزی است که در نواحی گرمسیری دنیا کشت می شود . درخت چیکو در استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان کشت شده و شرایط آب و هوایی ومحیطی لازم برای رشد را دارد.
گل دهی چیکو اسفند ماه است و برداشت آن از نیمه دوم تیرماه آغاز می شود و تا پایان شهریور ادامه دارد . میوه چیکو در استان هرمزگان بصورت تازه خوری استفاده می شود. چیکو دارای کلسیم ، فسفر، آهن ، ویتامین ث ، پروئتین ، چربی و کربوهیدرات و داروی نیرو بخش و تب بر شناخته شده است و جوشانده پوست درخت آن در درمان اسهال و مالاریا مؤثر است.
میناب رتبه نخست را در تولیدچیکو در هرمزگان را دارد وبه نوعی رکورددار است. روستای دمشهر ، تمیک ، نوبند، تلنگ ،کریان و دودو را از نقاط مهم تولید این محصول در شهرستان میناب می باشد. فساد پذیری میوه چیکو در هوای گرم و نبود وجود صنایع بسته بندی و فرآوری از مهمترین مشکلات باغداران چیکو است. .................................................................................................................................
انبه:
انبه میوهای گرمسیری و گیاه آن از سرده های تیره پسته ایان است. خاستگاه انبه شبه قاره هند،پاکستان، بنگلادش و آسیای جنوب شرقی است. این درخت امروزه در بسیاری از کشورهای گرمسیری پرورش داده شده و در سراسر دنیا صادر میشود. میوهٔ انبه علاوه بر مصرف خوراکی، آشپزی و آبمیوه گیری، به عنوان طعم دهنده،رنگ دهنده و عطر کاربرد دارد. برگهای درخت انبه نیز مورد استفادههای زینتی قرار میگیرد. درخت انبه قد بلندی دارد و ممکن است به ۳۵ تا ۴۰ متر برسد. قطر قسمت شاخ و برگدار آن نیز میتواند به ۱۰ متر برسد. عمر این درخت طولانی است و برخی از درختهای انبه با وجود ۳۰۰ سال سن هنوز میوه میدهند. رنگ برگهای درخت انبه در ابتدا و پس از جوانه زدن نارنجی مایل به صورتی است، که با گذشت زمان به رنگ قرمز تیره، و سپس سبز تیره در میآید. شکوفههای انبه کوچک و سفیدرنگ به صورت خوشههای ۱۰ تا ۴۰ سانتیمتری هستند. هر شکوفه ۵ گلبرگ، ۵ کاسبرگ و ۵ پرچمدارد. ضماد برگ درخت انبه، پوست سر و مو را تقویت می کند و خاصیت رنگی (سیاه) نیز دارد. رسیدن میوهها حدود ۳ تا ۶ ماه طول میکشد. وزن انبهها میتواند بین ۵۰۰ گرم تا ۲٫۵ کیلوگرم باشد. رنگ و اندازهٔ انبههای رسیده با توجه به محیط و نور متغیر است. میوهٔ رسیده میتواند زرد، نارنجی، قرمز یا سبز باشد. به هنگام رسیدن میوهها بوی شیرهٔ ملایمی میدهند و با فشار ملایمی فرو میروند. در وسط میوه هسته درشتی است که با توجه به نوع درخت میتواند صاف یا دارای رشته و فیبرهایی در گوشت میوه باشد. گوشت میوه به رنگ زرد تیره و شیرین است. طعم انبهها با توجه به گونهشان بسیار متفاوت است. به علاوه، با توجه به نوع میوه یا این که بیش از حد رسیده باشد، گوشت آن میتواند صاف یا رشتهرشتهای باشد.
انبه در ایران:بیشترین سطح زیر کشت انبه درایران به استان هرمزگان اختصاص دارد. انبه در ایران در سواحل دریای عمان، سیستان و بلوچستان و همچنین دراستان هرمزگان در شهرستانهای میناب؛ رودان؛ بندرعباس وحومه آن و جاسک کشت شده است، در شهرستان حاجی آباد هرمزگان نیز درختان انبه بارور یافت میشوند. قدمت کشت این درخت در استان هرمزگان بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ سال میرسد، که این درختان در باغات شهرستان میناب یافت میشوند. شهرستان میناب ، مقام اول تولید انبه در استان را داراست ، روستاهای شهوار، تمبانو ، دهوسطی ، فخرآباد ، گلشوار و بازیاری از نقاط مهم تولید انبه هستند. شهرستان میناب دارای بهترین اقلیم و خاک برای کشت انبه در کشور است. انبه میناب دو نوع محلی و خارجی است که ارقام محلی شامل آلمهتری ، خیاری ، کلانفر ، کلک سرخ و هلیلی و ارقام خارجی شامل سندری و لانگرا می باشد. برداشت انبه رسیده و تازه خوری آن از نیمه دوم خردادماه شروع و تا پایان شهریور ادامه دارد. معمولا 30درصد محصول انبه استان بصورت نارس برای تهیه ترشی و تازه خوری برداشت می شود. .................................................................................................................................
سپستان (انبووک):
سپستان درختی پر برگ و بسیار زیبا با ارتفاع چهار تا پنج متر است است. برگهایش سبز روشن و گرد با دمبرگی طویل و کمی خشن است. میوهی آن تخممرغی شکل و به اندازهی یک دانهی آلو ست که در بعضی گونهها کوچکتر یا بزرگ تر است.در درون این میوه شیرهای لزج و بی مزه موجود است که کاربرد دارویی دارد.در اوایل بهار سرشاخهها برگ میدهند و در اردیبهشت ماه گل میکنند. گلهایش نسبتاً درشت به صورت خوشهای طلایی است که عطری کم ولی مطبوع دارد. گلها تا اواخر خرداد دوام دارند. بعدا” جای خودشان را به میوههای کمی بزرگتر از نخود میدهند. در ماه تیر تبدیل به میوههای رسیده ی پرآب با طعمی شیرین میشوند. میوهی سپستان بعد از خشک شدن تغییر رنگ میدهد و سیاه میشود. بهترین نوع آن در بحرین دیده شده است. درخت سپستان در کنارههای خلیج فارس مخصوصا” در بندرعباس ومیناب و رودان و کرمان و منوجان میروید. در محلهای مذکور آن را مانند سایر میوهها میل میکنند. میوهای ملین و خنک و پاک کنندهی معده و کبد است. از سپستان تازه و کال ترشی درست میکنند که بسیار خوشمزه است. درمناطق رودان و منوجان به آن پوهیل میگویند.
[ ۱۳۹۶/۰۹/۰۶ ] [ 14:3 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
زیورآلات مردم میناب درزمان قدیم
شرابـه: شرابـه که نام دیگر آن چوکچگوری بوده انگشتری بزرگ مورد استفاده بزرگان و ثروتمندان بوده است که برای فخرفروشی و مباهات آن را به دست میکردند این نمونه انگشتر امروزه در دست مردمان میناب دیده نمیشود. کـری: کـری وسیلهای زینتی بوده که بیشتر مورد استفاده کودکان قرار میگرفته است. به این صورت که کری را به مچ پای کودک میبستند و چون زنگوله داشته به هنگام دور شدن کودک، مادرش از وجود او باخبر میشده است ؛ کری انواع و رنگهای متفاوتی داشته است ؛ یک نوع آن زنگولهدار بوده ، که چنانچه شرح آن رفت مورد استفاده کودکان است ؛ نوع دیگر آن نقرهای بوده که زنان اشراف و بزرگ زادگان از آن استفاده میکردند ، نمونهای دیگر نیز موجود بوده که نگیندار و فیروزهای بوده و این نوع بیشتر در بین طبقه متوسط جامعهی میناب رواج داشته است و بالاخره نوعی کری مسی نیز وجود داشته که فقرا از آن استفاده مینمودهاند. گل واختـا: گلواختـا طلائی بوده که اشرفی و مهرههای طلا به آن اضافه مینمودند و در مجالس عروسی به گردن نوعروسان میآویختند ؛ نمونهای دیگر از این نوع وسیلهی زینتی رادگل بوده که جهت زینت زنان مورد استفاده قرار میگرفته است. رادگل به رنگ زرد و طلائی بوده ولی رنگ طلائی آن پس از مدتی از بین میرفته از این نوع گل ، در بین خانوادههای و خانمهای فقیر و بزرگان در مجالس شادی و عروسی از آن استفاده میکردند. حلقه برقع و گیر طلا: حلقـهبـرقـع وسیلهی اتصال بند به برقع بوده که از جنس طلا ساخته میشده و در بین بعضی از خانمهای اشراف و ثروتمند مورد استفاده قرار میگرفته است ؛ کاربرد حلقه برقع در جامعهی امروزی میناب نیز به چشم میخورد؛ امّا گیرطلا وسیلهای بوده که جهت نظم و آرایش موها، خانمها از آن استفاده میکردند کاربرد این نوع گیر اینک در میناب رواج ندارد. مـاه: مـاه همانگونه که از اسم آن پیداست طلائی بوده که به شکل هلال ماه ساخته میشده است و برای بستن روی پیشانی در جشنهای شادی و عروسی آن هم توسط زنان اشراف و بزرگان میناب مورد استفاده قرار میگرفته است. مریه : مریه نوعی گردنبند است که دو نوع طلا و بدل دارد؛ مریه طلا را معمولاً خانمهای اشراف و بزرگان منطقه میپوشیدند و در گاهی موارد نیز به خانمهای عمله اجازه داده میشد تا در جشنهای عروسی خود ، نوع بدل آن را مورد استفاده قرار دهند.
مودی: مودی یک نوع گردنبد ساده است که با یک پارچهی سیاه و باریک که روی آن مهرههای ریز و نگینهای فیروزه ، سبز و قرمز وجود داشت درست میشده است. در هنگام پوشیدن - توسط خانمها- این گردنبند به طور کامل به گردن میچسپیده است. خلخال : خلخـال بازوبندی بوده که میان آن خالی و در آن از دانههای ریز برای تولید صدا در هنگام بالا و پائین آمدن دست استفاده میشده است. جنس این خلخال نقره بود و معمولاً کاربرد آن در مجالس عروسی، شادی و رقص و پایکوبی بوده است. ریستک: ریستَک یک وسیلهای زینتی بین خانمهاست که در گذشته به آخر موهای خانمهایی که موی فر یا کوتاه داشتند بسته میشده ، تا گیسوهای آن ها را دراز و کشیده جلوه دهد جنس ریستک از یک نوع پشم سیاه است و که آن را مانند مو میبافتند. و معمولاً در مراسمهای عروسی از این وسیلهی زینتی استفاده میشده است. دلگوشـی: دلگوشـی چنانچه از نام آن پید است؛ گوشوارهای بوده است که با سوراخ نمودن لالهی گوش از آن آویزان میشد ؛ این گوشواره طلا آنقدر بلند بوده که اندازهی آن به هنگام آویزان شدن از گوش تا روی سینه میرسیده است این گوش آویز مخصوص خانمهای اشراف و اعیان و جهت خودنمایی و فخر فروختن آنها نسبت به یکدیگر به کار میرفته است. گلکـی: گِلَکی نوعی گردنبند طلا است که از مهرههای سنگی قرمز رنگ و دانههای اشرفی ساخته میشده این گردنبد دو بند کوتاه و بلند داشته که در هنگام پوشیدن دو بند آن به هم وصل میشده است ؛ این گردنبد طلا نیز در نزد خانمهای ثروتمند رواج داشته است. کنـری: کِنـری گوشآویزی است که در دو نوع طلا و برنز رایج بوده است؛ این گوشآویز در لاله گوش آویزان نمیشده و بلکه در قسمت بالاتر قرار میگرفته است به آخر کنری مهرههای ریزی آویزان مینمودند که به آن زینت و جلایی خاص میبخشید ،کنری طلای مخصوص بزرگان و نوع برنزی آن مورد استفاده فقرا بود. گسر : گَسِـر نوعی دستبند است که در گذشته از مهرههای سرخ رنگ برای ساخت آن استفاده میشد؛ شکل این دستبند به صورت تسبیح بود که در مچ دست قرار میگرفت ، بجز گسر نوعی دیگر از دستبند به نامهای نمردنما(Namardnemâ) به رنگهای آبی و کهربا ، با مهرههای زرد و بزرگ وجود داشت که بمانند گسر جهت زینت در مچ دست قرار میگرفته است. شستی: شستی حلقهی انگشتری بسیار ظریف و لوزی شکل است که در گذشته آن را در انگشت سبابه میکردند، جنس این انگشتر نقره و نگین آن فیروزه بوده است. نتیجه گیری: زیورآلات یک منطقه نیز به مانند پوشاک در اثر گذشت زمان تغییر میکند و نوع و گونههای جدید و متفاوت از گذشته وارد بازار میشود، که با سلیقههای مردم آن روز همخوانی دارد، و چون زیورالات و پوشاک نیز جزء فرهنگ یک منطقه میباشد و همواره در حال دگرگونی است باید برای اینکه آیندگان نیز از پیشینهی فرهنگی شهر و محل زندگی خود آگاهی داشته باشند. [ ۱۳۹۶/۰۹/۰۴ ] [ 14:55 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
خطری بزرگ در کمین میناب به نام فروچاله ها (فرونشست)
شهرستان میناب از جمله مناطقی است که در همه اسناد تاریخی دارای جایگاه ویژه در بخش کشاورزی و تولید انواع محصولات باغی و بعنوان شهری آباد یاد شده اما چندسالی است که دیگر از رونق گذشته میناب با این عناوین خبری نیست. به دلیل برداشت های بی رویه آب از دشت میناب و انتقال آن به بندرعباس و همچنین کاهش بارندگی های چند سال اخیر، فروچاله های عظیمی در این دشت ایجاد شده است که وضعیت بسیار بحرانی دارد و باغات هم رو به خشکی می روند.خشکسالی ۱۷ ساله و کمبود آبهای سطحی باعث شده تا متولیان تامین آب استان به سراغ استخراج آب های زیرزمینی بروند .
سد استقلال میناب که بهعنوان یکی از منابع ذخیره آبی در استان محسوب میشد و تامین آب شرب مردم بندرعباس و کشاورزان و باغداران میناب را بر عهده داشت در وضعیت بدی قرارگرفته است و دیگر توان تأمین آب مرکز نشینان استان را ندارد. این در حالی است که آب این سد را روی باغداران قطع کرده و با نصب دو خط لوله بزرگ، آب سد استقلال به مرکز استان انتقال مییابد.
وضعیت بد بیآبی در شهرستان و دشتهای میناب و استفاده از ذخایر آب زیرزمینی، با حفر بیش سی چاه در دشت و بستر رودخانه میناب برای تأمین آب بندرعباس منجر به خالی شدن سفرههای زیرزمینی در میناب شده که منجر به مخاطراتی نظیر به وجود آمدن فرو چالهها در این شهرستان شده است.
این اقدام علاوه بر کاهش شدید ذخایر آب زیر سطحی باعث فشرده شدن لایه های خاک ، پایین رفتن سطح ایستابی آب های زیر زمینی و در نتیجه پیدایش پدیده خطرناک فروچاله های عظیمی در سطح دشت میناب شده است.
پدیده فرونشست بحران آب و تبعات و پیامدهای ناشی از آن دومین شهرستان هرمزگان را به وضعیت نگران کننده ای ترسیم کرده است به طوری که طی چند سال اخیر در دشت میناب و حاشیه روستاهای بلوچان، باغگلان، تمبک،گورزانگ، کاشرانی، چلوگاومیشی، تالار، تمبانو، کلنتان،تمزهرایی، کناران، محمودی، نصیرایی، کلو، کلیبی،درخانه، سرکنتان، ماکیان، ماه خاتونی، سرریگان ،سرباران و... به وفور مشاهده می شود تا جایی که بر تأسیسات، امکانات، احشام و زندگی مردم تائیز بسزایی داشته است. پیشرفت پدیده مخاطره انگیز فروچاله ها طی چند سال اخیر در میناب به گونه ای بوده است که جابهجایی مردم چندین روستای در معرض خطر را هم بهمراه داشته است، خسارت منازل و سازه های مردمی و همچنین ترس از افتادن کودکان و احشام اهلی منطقه در این فروچاله ها مردم منطقه را با نگرانی های زیادی مواجه کرده است.
![]()
زندگی کردن در منازل ترک خورده با وضعیتی نامناسب در ۳۰ روستای شهرستان میناب با دیدن آن دل هر مسئولی در هرجایگاهی و در هر نقطه ای از کشور به درد می آورد اما تاکنون کاری برای این منطقه نشده است. روستائیان دشت میناب شب را با ترس و واهمه تا صبح سپری می کنند که مبادا فرونشست های زمین خانه و خانواده هایشان را در کام خود فرو ببرد فروچالهها اکنون از روستاها عبورکرده و به شهر میناب رسیده است که در صورت عدم چاره جویی و راهکار مناسب برای جلوگیری از این بحران، پلاسکوی جبران ناپذیری را در این شهرستان رقم خواهد زد. بنابر این از آنجایی که فروچاله ها مشکلاتی را برای مردم شهرستان میناب ایجاد کرده اند، مسئولان امر علاوه بر اینکه باید به فکر چاره ای برای جلوگیری از نابودی دشت های میناب باشند باید خطراتی را که مردم روستاها را تهدید می کند برطرف کنند.
مهمترین خواسته مردم میناب، راه اندازی و احداث سریع آب شیرین کن و متوقف شدن برداشت آب از چاههای میناب می باشد.
(فروچاله ها زلزله ایی خاموش در کمین شهرستان میناب)
[ ۱۳۹۶/۰۹/۰۳ ] [ 20:45 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
وقتی از اشتغالزایی خبری نیست؛دستفروشی؛ تنها شغل مردم میناب برای فرار از بیکاری
مردم جویای کار دومین شهر استان هرمزگان برای فرار از بیکاری و رهایی از هزینه های کمرشکن زندگی، دستفروشی را تنها شغل خود انتخاب می کنند. ...
دستفروشی امروزه شاید به نگاه برخی افراد فروش یک کالای بیکیفیت در کنار خیابان، کوچه پس کوچه های شهر معنی شود اما امروزه از فروش کالاهای بیکیفیت به سمت کالاهای گرانقیمت و شغلی پردرآمد برای برخی شهروندان تبدیل شده است. مردمان شهرستان میناب بدلیل عدم وجود کارخانجات و شرکت های تولیدی برای پیدا کردن شغل و درآمد ثابت مجبورهستند برای امرار معاش خود و خانواده خود بدون اینکه انتظاری از مسئولین داشته باشند شغل خود را خودشان انتخاب کنند. شهرستان میناب بعنوان دومین شهر هرمزگان یکی از معدود شهرهایی است که با ورود به ابتدای این شهر از ابتدای بلوار میدان مقدس گرفته تا فلکه زهیری، میدان شهدا، کنار بانک ملی مرکزی، از پشت بازار زیتون تا انتهای خیابان یک طرفه شهید امینی مشهور به بازار کانال، خیابان شهید امینی و هر جایی که محل عبور و مرو می باشد دستفروشانی را مشاهده می کنید که با صدای بلند مشتریان را تشویق به خرید محصولاتشان می کنند. سن و سال برای دستفروشی در بازار میناب ملاک نیست، از پیرزن و پیرمرد و دختر و پسر جوان گرفته تا دختربچهها و پسربچههای شش یا هفت ساله که پلاستیک و دستمال کاغذی در دست گرفته و به اصرار و التماس به شهروندان میفروشند. با عبور از مسیرخیابان های شهر میناب افرادی از پیر و جوان، تحصیلکرده و بیسواد و حتی کودکانی را میبینیم که برای کسب روزی حلال در این خیابان سفره گسترانده و چشمهایشان قدمهای عابرین را دنبال میکند، فروشندگانی که اغلب آنها زنان خانه داری هستند که برای تهیه مایحتاج زندگی این شغل را انتخاب کرده اند. پهن کردن بساط در پیاده روها ،دادزدن های مکرر در گوش رهگذران و سد کردن راه رهگذران در برخی پیاده روها بخصوص در بازار قدیم میناب یکی از مشکلاتی است که شهروندان با آن مواجه هستند. اگر چه دستفروشی جرم نیست اما بساط دستفروشان در خیابانها شهر میناب جلوه ای از بی نظمی را نمایان می سازد،بیشتر شهروندان به خاطر ترحم هیچ اعتراضی به مزاحمت های ایجاد شده توسط این دستفروشان نمی کنند و این در حالی است که برخی از آن ها به شدت از این وضع ناراضی هستند.
[ ۱۳۹۶/۰۸/۲۸ ] [ 2:50 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
لیمو ترش هرمزگان با شهرتی جهانی / ۲درصد از لیمو ترش جهان متعلق به هرمزگان است.
شهرستانهای رودان و میناب ۴۰ درصد لیموترش کشور و ۲ درصد لیموترش جهان را تأمین میکردند که امید میرود با کاشت مجدد این درخت و ثمر دادن آنها این درصد تولید افزایش یابد. هرمزگان در تولید لیموترش در کشور رتبه برتر را دارد. 12 درصد از باغهای استان به کشت لیموترش اختصاص دارد و شهرستان رودان با سطح زیرکشت 6 هزار و 250 هکتار، رتبه نخست تولید لیمو ترش و میناب با سطح زیرکشت 3 هزار و 133 هکتار در جایگاه دوم تولید لیموترش قرار دارد. فصل برداشت لیموترش در هرمزگان از اوایل تیرماه آغاز و تا پایان شهریور ماه ادامه دارد و این محصول علاوه بر تأمین نیاز داخلی استان به استانهای تهران، اصفهان، فارس و کرمان صادر میشود. .................................................................................................................................... زنگ خطر نابودی کامل باغات لیمو ترش میناببی توجهی مسئولان به حل مشکل باغداران مینابی موجب شده تا زنگ خطر نابودی کامل باغات لیموترش در میناب،یکی از مراکز تولید لیموترش در ایران، به صدا درآید. ... شهرستان میناب در گذشته نه چندان دور، به واسطه شرایط اقلیمی مناسب بیش از ۷۰ درصد صادرات لیموترش ایران را به کشورهای آسیایی، اروپایی و حتی آمریکایی اختصاص می داد و ۳ درصد از لیموی دنیا از این شهرستان تامین می شد. افزایش تولید لیموترش در شهرستان میناب تا جایی پیش رفت که مسئولان را به فکر راه اندازی کارخانه آبلیموگیری در این شهرستان انداخت، در ابتدای شروع این کارخانه بیش از ۱۰۰ نفر از بومیان این شهرستان به کارگمارده شدند، ولی در طی سال های ۸۱ و ۸۲ به دلیل ورود بیماری جاروی جادوگر و همچنین خشکسالی بسیاری از باغات میناب و هرمزگان خشک شده است. گفتنی است تا قبل از شیوع آفت جاروی جادوگر هشت هزار و ۵۰۰هکتار از اراضی کشاورزی شهرستان میناب به لیموترش اختصاص داشت که اکنون با حذف درختان آلوده این میزان به بیش از سه هزار هکتار کاهش یافته است. بی توجهی مسئولان به حل مشکل باغداران مینابی موجب شده تا زنگ خطر نابودی کامل باغات لیموترش در هرمزگان به صدا درآید و این سوال مطرح شود که آیا تنها راهکار مقابله با بیماری جاروی جادوگر که به جان لیمو ترش های میناب افتاده است، بجای درمان قطع و سوزاندن درختان است؟ فریاد باغداران مینابی به گوش مسئولان نمی رسد اینجا کشاورزان و باغداران مینابی هر چه از مشکلات و رنج هایی که بر آنها وارد می شود، فریاد بزنند باز هم صدای آنها به گوش مسئولان نمی رسد، چرا که گوش شنوایی هم در این شهر وجود نداد. خسارت کشاورزان و باغداران میناب با افزایش خشکسالی در حال شدت گرفتن است و مینابی که بعنوان قطب لیموترش ایران در خاورمیانه مطرح بود برای مصرف شهروندانش چشم به لیموی وارداتی دوخته است.در سالهای اخیر کاهش تولید لیموترش در شهرستان میناب منجر به افزایش قیمت این محصول شده است. در صورتیکه نماینده مردم شرق استان هرمزگان در مجلس شورای اسلامی و مسئولان تدابیری برای حل مشکلات باغاداران و کشاورزان این شهرستان اتخاذ نکنند ظرف دو تا سه سال آینده تمامی باغات میناب به طور کلی نابود میشود. [ ۱۳۹۶/۰۸/۲۸ ] [ 2:10 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
نیمه شعبان و آیین سنتی «آردگیز گردانی» در میناب
میناب به عنوان دومین شهرستان بزرگ هرمزگان یکی از مناطقی است که مردم آن در ایام و مناسبتهای گوناگون دارای آداب و رسوم خاص، ویژه و مختلفی هستند. با فرا رسیدن ماه شعبان، میناب و روستاها و بخشهای آن حال و هوایی دیگر به خود میگیرد به گونهای که جنب و جوش خاصی در بین مردم میناب در اعیاد این ماه عزیز به ویژه در آستانه ولادت حضرت مهدی (عج) به وجود میآید. مینابیها ضمن تکاپو برای خرید، تهیه و یا دوختن لباسهای رنگارنگ و زیبا، با تهیه شیرینیهای متنوع، آماده برپایی جشن میلاد آخرین معصوم بازمانده از نسل پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) میشوند و آن آیینی است به نام "آردگیز گردانی" که میراثی کهن و بهجا مانده از نیاکان و پیشینیانشان است، هر چند گذشت زمان آن را در برخی نقاط کمرنگ کرده ولی هنوز در نزد بسیاری از مردم میناب به ویژه روستاها از جایگاه ویژهای برخوردار است. روز چهاردهم ماه شعبان المعظم نشاط عجیبی محلهها و کوچههای میناب را فرا میگیرد، خیابانهای میناب مملو از خیل مشتاقان و ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) میشود که همه برای تهیه شیرینی مخصوص شب میلاد منجی عالم بشریت در مسیر بازار مشغول آمد و شد هستند. غروب روز چهاردهم پس از اقامه نماز مغرب و عشا زن و مرد، پیر و جوان به صورت خانوادگی، گروهی و یا فردی با در دست داشتن آردگیز (الک) که در قدیم از برگ درخت خرما درست میشد ولی امروزه دیگر جای خود را به کیسههای پلاستیکی داده است به منازل و خانههای همسایهها مراجعه میکنند و با سر دادن آوای "حق لیلی که وقتیشن" با صدای تقریبا بلند ضمن خبر دادن به اهل خانه از صاحبخانه درخواست میکنند که پذیرایی و شیرینی ویژه این شب را که از قبل تهیه کرده است برایشان بیاورد و صاحبخانه نیز با در دست داشتن شیرینی، شربت، سکه و یا کلوچه محلی از آنها پذیرایی میکند. آیین "آردگیز گردانی" در میناب تا نیمههای شب ادامه دارد و کوچهها و محلهها تا پاسی از شب شلوغاند و پس از آن همگی با رفتن به حسینیهها و مساجد، جشن مولودخوانی را برگزار میکنند. در زمانهای بسیار قدیم برخی بر این عقیده بودند که در این شب سکههایی بر روی زمین افتاده که متبرک به دستان امام زمان (عج) است و تنها کسی که لیاقت داشته باشد آن را پیدا میکند و زندگیاش رونق میگیرد. باور مردم میناب این است که با نیت سلامتی امام دوازدهم حداقل باید با مراجعه حداقل به هفت خانه در این شب خجسته و مبارک از آن "حق لیلی" (حق شب) که معمولا شیرینی، نخود آبپز، نخود و کشمش، کلوچه، سکه و یا شکلات است را دریافت کنند. [ ۱۳۹۶/۰۸/۲۷ ] [ 2:29 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
موجودات وهمي در باورهاي مردم ميناب
اعتقاد بر جنّ و حضور اين موجود نامرئي در زندگي مردم ميناب از زمان هاي بسار دور وجود داشته است. طبق باور عوام، اين موجودات در جاهای ظلمت زده و تاريک و در خرابه ها و باغ ها و قبرستان ها زندگي مي کنند و ممکن است خود را به شکل بعضي حيوانات مانند: گاو، گربه، الاغ، سگ و ... درآوردند و آدمي را آزار و اذيت کنند. در برخي موارد رؤيت نمي شوند و فقط با حرکات و سر و صدا و مزاحمت هاي آن ها مي توان پي به وجودشان برد؛ طبق باور مردم، جنّ ها نيز زن و مرد، و کافر و مسلمان دارند. بر اساس اين باور، جنّ هاي کافر بسيار شرور هستند و ممکن است مشکلات زيادي ايجاد کنند. از جمله کارهايي که براي مقابله با جنّ انجام مي شود يکي اين است که در هنگام عروسي بر روي درختي بي خار مانند گاروم زنگي، انبوک ( سه پستان )، انبه، زيتون و نظاير آن شيريني مي گذارند تا جنّ ها نيز شيريني بخورند و شاد باشند تا عروس و داماد را آزار ندهند.
همچنين جنّ از بسم الله مي ترسد پس هرجا که احتمال حضور آن ها مي رود بسم الله می گويند. جنّ ها ممکن است به صورت انفرادي و يا گروه هاي چند تايي در يک محل به سر ببرند. برخي باور دارند که اگر ظهر از کنار درختي بدون خار عبور کنيم و بسم الله نگوييم، جنّ ها به سراغمان مي آيند. شب ها از خوابيدن ور فتن به زير سايه ي درختان سبز بدون خار اجتناب مي کنند چون محل تجمع شبانه ي اجنّه در زير درختان است. همچنين است باورهاي ديگري درباره ي اجنه که هنوز هم در ميان برخي از مردم هرمزگان شنيده يا ديده مي شود: اگر کسي شب سوت بزند جنّ ها به سراغش مي آيند. کسي که روي هاون بنشيند جنّ زده مي شود. به هنگام لباس پوشيدن بايد لباس را تکان داد زيرا ممکن است جنّ ها در آن نفوذ کرده باشند و يا در آنجا خوابيده باشند. شب چهارشنبه نبايد به حمام رفت چون خطر جنّ زدگي وجود دارد. زن ها به هنگام شب بدون روسري نبايد به حياط خانه يا مکان هاي ديگر بروند چون موهاي زن زياد است و احتمال نفوذ جنّ در آن مي رود. پس اگر زنان داخل خانه هم بدون روسري باشند ممکن است دچار جنّ زدگي شوند. بعد از اينکه خرما را در خمره مي گذارند، بايد ليف درخت خرما را رويش قرار داده و با گِل محکم ببندند به طوري که هيچ هوايي داخل خمره نشود. اين عمل باعث مي شود که خرما خراب نشده و جنّ ها به خرما دست پيدا نکنند. بعد از باز کردن در خمره، داس يا تکه اي آهن کنار آن مي گذارند تا خرما از دستبرد جنّ ها درامان باشد. در گذشته اگر جنّ ها را هنگام سرقت خرما دستگير مي کردند، آن ها را قسم مي دادند که به او و خانواده و فاميل و هفت نسل آينده شان آزار و اذيت نرسانند. کسي که « بادي » است ( يعني جنّ دارد ) بايد شب هاي جمعه و دوشنبه براي جنّ ها بر روي درختّ بدون خار، حلوا بگذارد و گرنه جنّ ها او را اذيت خواهند کرد. به هنگام رفتن به مکان هاي تاريک، بسم الله می گويند تا جنّ ها در تاريکي شب آنها را آزار نرسانند. در هنگام زايمان، جنّ کافر به سراغ زائو مي آيد و اگر در اطراف زائو داس، نعل اسب، اشياء آهني و اسلحه نباشد جنّ، نوزاد را خفه مي کند. در ميناب ( هرمزگان ) هنگامي که مي خواهند لباس عروس را بدوزند، نخست سرِ قيچي را درون شکر مي زنند تا جنّ ها بخورند و بعد پارچه اي را که قرار است لباس عروسي شود، مي بُرند. اگر اين کار را نکنند جنّ ها به عروس و داماد آزار مي رسانند. هنگامي که آب داغ بر روي زمين يا هر جاي ديگر مي ريزد، عبارت بسم الله با بر زبان مي آورند تا جنّ ها دور شوند. در غير اين صورت آن آب داغ بر روي جنّ ها مي ريزد و آنها نيز خشمگين شده و به تلافي، آدمي را اذيت مي کنند. روي لبه ي پايني درِ منزل نمي نشينند چرا که جاي اجنه است و باعث ناراحتي مي شود. جنّ ها بر روي درخت هاي بدون خار مي نشينند و انسان ها را مي ترسانند. جنّ ها شب هاي چهارشنبه به شکل گربه در مي آيند لذا در اين شب گربه ها را نمي زنند. به گربه هاي سياهي که چشم رنگي دارند نزديک نمي شوند. اگر چنين گربه اي را ببينند، بسم الله می گويند چرا که چنين گربه اي جنّ است. با آوردن اسم جنّ بعضي از مردم ميناب آنچنان ترسي در وجودشان غلبه مي کند که با گفتن چندين بار بسم الله به خدا پناه مي برند تا از شر شياطين و جنّ ها در امان بمانند. بعضي ديگر از فرط ترس مريض مي شوند و معتقدند که جنّ زده شده اند و براي معالجه به نزد ملاي محلي مي روند. هنگام شنا کردن در وقت اذان ظهر و مغرب، قبل از وارد شدن به آب، قند يا شکر در حوض آب مي اندازد و بعد بسم الله مي گويند و سپس وارد آب مي شوند تا از شرّ جنّ ها درامان باشند، در غير اين صورت جنّ ها آن ها را مي ترسانند تا جايي که ممکن است بيمار شوند و براي درمان به نزد بابا و ماماي زار يا حکيم محلي بروند. زماني که زن زايمان مي کند در کنارش يک داس مي گذارند چون جنس داس از فلز است و زائو را از شر اجنّه حفظ مي کند. هيچ گاه نوزاد را تنها رها نمي کنند. اگر تکه آهني کنار گاهواره نباشد، حتماً در غياب مادر يک نفر کنار نوزاد مي ماند. اين کار براي محافظت از شياطين و جنّ ها است که مبادا به نوزاد آسيب برسانند. بعضي از مردم با خواندن دعا و قرآن شرّ اجنّه را از نوزاد دور مي کنند. مردم ميناب با ني قليان کسي را تنبيه نمي کنند چون بر اين باورند که فرد جنّ زده مي شود و هرگاه شخصي بخواهد چنين عملي را انجام دهد او را منع مي کنند. پري: گروهي از اجنّه در باور مردم هرمزگان، پري ها هستند که داراي صوتي بسياري زيبا و برخلاف جن ها دسته اول، داراي قلبي مهربان و رئوف هستند. با اين همه اگر انسان بدون گفتن نام خدا به محل پري ها که بيشتر در مکان هاي سرسبز و کوهسار و چشمه و قناعت هاي جوشان زندگي مي کنند، نزديک شود، يا پري زادگان ( فرزندان پري ) از نزديک آدميان بگذرند، باد پري به انسان برخورد کرده و اور ا بيمار مي کند و حتي ممکن است موجب ديوانگي آدمي شود. راه نجات از اين بيماري در باور مردم، مراجعه به ملاهاي دعانويس است.ديوها: نوعي ديگر از اجنّه، ديوها هستند. آنها نيز موجودات نامرئي اند. در باور مردم ميناب ديو اندامي تنومند با قلبي بي رحم و رفتاري خطرناک دارد. ديو مظهر بدي و شرّ، و مروّج قدرت هاي اهريمني است. خطر ديو به مراتب بيشتر از جنّ و پري است. ديو داراي کله اي شاخ دار و بسيار ترسناک است. محل زندگي او چاه هاي عميق، محل هاي تاريک و کوه هاي دور افتاده است؛ ديوها تنها زندگي مي کنند و گاهي از مواقع فقط با جفت خود به سر مي برند؛ طبق باور عوام کوچکترين برخورد ديو با آدم به طور حتم به مرگ و ديوانگي ابدي انسان مي انجامد. دیوها فقط شب ها به خانه ها سر مي زنند و بچه مي دزدند.دُرَنج: « دروج » يا « درنج » ها نوعي ديگر از موجودات وهمي هستند که به صورت پيرزني کوتوله و مکار تصور مي شوند. در باور مردم هرمزگان اين نوع اجنّه بسيار خسيس و بدجنس هستند؛ موهايشان بسيار بلند و اندامشان وحشت انگيز است؛ با انسان ها کينه و دشمني ديرينه دارند؛ در بيابان هاي بزرگ و نقاط دورافتاده زندگي مي کنند؛ خوراکشان گوشت حيوانات و کودکان و انسان هاي نيکوکار است؛ آنها مي توانند به هر چيزي تغيير شکل دهند؛ بسيار مردم آزار و ستمگر هستند. در برخي ديگر از باورهاي عاميانه اين موجود، حيواني آدم نماست که در کوه زندگي مي کند؛ سري پرمو و صورتي پوشيده از ريش هاي بلند و ژوليده و ابروهاي پرپشت و بيني پهن و بزرگ دارد. درنج دختر بچه هاي کوچک را مي دزدد و از او نگهداري مي کند تا بزرگ شود و به عنوان جفت استفاده نمايد. درنج دهشتبارترين ديوي است که انسان را گرفتار قهر خويش مي سازد و زندگي اش را تباه مي سازد.غول: يکي ديگر از انواع موجودات خيالي، اهريمني و شيطاني، « غول » ها هستند. مردم هرمزگان بر اين باورند که غول شبيه انسان است، بدني پرمو دارد، بسيار زيرک و باهوش و در عين حال خطرناک است. غول ها در کوه هاي بلند و به همراه جفت خود زندگي مي کنند و از گوشت حيوانات و ريشه ي درختان تغذيه مي نمايند. غول ها راه را بر انسان هاي تنها مي بندند.مهديسما يا مهدوسمال: از موجودات خيالي و افسانه اي ديگري که در باور مردم هرمزگان وجود دارد، « مهديسما » يا « مهدوسمال » است. اين موجود نيز شخصيتي خيالي و اساطيري دارد و در باور مردم میناب شکل ظاهري آن شبيه انسان و دارای قدي بلند است. محل زندگي اش، بيشتر در درياها و گاه در خشکي و مکان هاي خلوت است. تنها زندگي مي کند و قدرت نامرئي شدن دارند. اين موجود فقط به افراد شرور و گناهکار و خطاکار و بي پروا حمله مي کند و به مردم ديگر آسيبي نمي رساند. کار اين موجود خيالی، آزمايش شجاعت و جرأت جوانان. به جوانان توصيه مي شود در مواجهه با او نبايد ترس به خود راه دهند.نام ديگر اين موجود خيالي « محمد سمال » است. در روايت هاي ديگر، اين موجود چنين توصيف شده است: بي نهايت قد بلند و سفيد پوش است؛ سر راه هر کس ظاهر مي شود؛ و بر سر راه شه یا شهلنگ ( پاها را دور هم نگه مي دارد ) مي زند و مي ايستد و حرف هم نمي زند؛ شخصي که او را مي بيند، اگر بترسد، جانش را از دست مي دهد و اگر بخواهد مسيرش را تغيير دهد، « محمد سمال » او را دنبال مي کند و اگر او را بگيرد به او آسيب مي رساند. در باور مردم تنها را چاره در چنين وضعيتي، عبور از وسط دو پاي محمد سمال است. بديهي است که اگر شخص شجاعي باشد و هنگام عبور از ميان دو پاي محمد سمال نترسد، نجات پيدا مي کند. مملداس يا ملو داس ( مريم داس ): در باورهاي عاميانه « ملمداس » هميشه خود را هيبت زني آراسته به تمام زيورهاي ممکن و معطر و خوشبو و خوش لباس در مي آورد و فقط مردها و جوانان مورد نظر او هستند. اين موجود با ظاهر زيبايش مردها را مي فريبد و کساني که به دنبال شهوت راني هستند، گرفتار اين موجود کشنده و زيبا مي شوند. اين موجود خيالي بر جوانان پديدار مي شود و آنان را به آغوش مي خواند و در اين هنگام پاهاي او چون اره اي قرباني را تکه تکه مي کند. در ضمن اين موجود چون خودش مؤنث است با زن ها کاري نداردجهله به گند: « جهله به گند » بسيار بلند قامت است به طوري که در تخيل باورمندان، پاهايش در زمين و سرش در آسمان است و در ميان پاهايش دو زائده ي بزرگ و جهله ( کوزه ) مانند دارد که از ميان پاهايش در قسمت کمر تا کف پايش را دربر مي گيرد. مي گويند او هميشه « ماشو » ( لباسي از موي بز ) مي پوشد و بيشتر در گذرگاه هاي محل عبور و مرور مردم قرار مي گرد؛ هرکه از او نترسد از زير پايش عبور کرده و به راهش ادامه مي دهد و هرکه از او بترسد با ديدنش غش کرده و از حال مي رود يا اينکه او زائده هاي جهله مانندش را به روي رهگذر مي اندازد و او را مي کشدغراب جنّي ( غراب جندون= کشتي جنّ ها ): دريانوردان هرمزگاني بر اين باور بودند که کشتي جنّ ها را ديده اند و به آن معتقد هستند. آنها مي گويند اين کشتي بر روي درياهاي بزرگ ديده مي شود آنقدر بزرگ است که به قول خودشان انگار از عرشه تا عقب کشتي يا به عبارت ديگر از دم تا سينه ي کشتي را چراغاني کرده اند. اين کشتي با سرعت غيرطبيعي حرکت مي کند. صيادان مينابي عقيده دارند اين کشتي وهمي با چنان سرعتي به سمت تو مي آيد که گويي مي خواهد قايق تو را غرق کند ولي هرگز به قايق تو نمي رسد، فقط اين وهم و خيال را ايجاد مي کند تا قايق سواران را بترساند و آنها خود را به دريا بيفکنند. اگر کسي بخواهد به سمت آن برود، با وجودي که تصور مي کند در چند متري قرار دارد اما هرقدر هم که سرعت داشته باشد و کيلومترها در دريا راه بپيمايند، باز هم به آن نمي رسند و اين کشتي در يک لحظه غيب مي شود. در کتاب شناخت اساطير ايران نوشته ي جان راسل آمده است: « غراب جندون کشتي اجنّه است که در تاريکي شب با چراغ روشن بر خشکي حرکت مي کند »بپ دري ( پدر دريا ): کسي در مورد جنّ يا جانور بودن اين موجود نظري نداده است. فقط مردم ميناب او را با نام « بپ دريا » مي شناسند که موجودي است شبيه انسان با بدني چرب و براق و کاملا بي رنگ با چشماني از حدقه بيرون زده که مانند انسان روي دو پا راه مي رود و دستاني با چهار انگشت دارد، انگشت شصت ندارد و به همين دليل است که نمي تواند آدم ها را بگيرد و بسياري از آدم ها به واسطه ي نبودن همين انگشت شصت مي توانند از دست او فرار کنند. اين موجود وهمي بسيار بلند و جثه اي عظيم دارد، کف پاهايش بسيار پهن و دراز است همانند کفش هاي غواصي. مي گويند در گذشته که مردم به دور کمر خود نخ ماهيگري مي بستند، « بپ دريا » وقتي که مي خواست آنها را بگيرد، چهار انگشت خود را داخل اين نخ ها مي انداخت و آنها را با خود به اعماق آب مي برد و ديگر اثري از آنها باقي نمي ماند. اين موجود از درون دريا فقط تا ساحل دريا پيش مي آيد. اين موجود بسيار قدرتمند و قوي است و هرازگاهي از اعماق دريا بيرون مي آيد و جاشوان و دريانوردان را طعمه ي خود مي کند.آل: از ديگر موجودات خيالي در استان هرمزگان « آل » است که دشمن زنان زائو است؛ به همين دليل بعد از وضع حمل زائو، اطرافيانش مواظب هستند که آل به زائو آزار و اذيت نرساند. بنابراين محل استراحت زائو را با رشته نخي از پشم گوسفند حصار مي نمايند و وسيله ي فلزي مانند: داس، چاقو، ديلم و .. را زير بالش او قرار مي دهند و زائو را تنها نمي گذارند چون معتقدند که آل از کوچکترين فرصت استفاده مي کند و نوازد و مادرش را به کام مرگ مي برد. در کتاب شناخت اساطير ايران نوسته ي جان راسل آمده است: « آل باشنده اي است که تنها زنان زائو را در ده روز اول زايمان مي آزارد و دل و جگر آنان را بيرون مي کشد و اگر آنها را به آب نزند زائو مي ميرد. صورت آل سرخ رنگ، مويش حنايي و بيني اش به رنگ خاک رس است. هنوز هم در مناطق دور افتاده ي روستايي سيخي از پياز و گاه شمشيري برهنه يا تفنگي در اتاق زائو قرار مي دهند تا آل را از ورود به اتاق زائو باز دارد »سيحر: « سيحر » زني است حدود 50 سال به بالا، با بيني پهن و کلفت و صورت زشت و موهاي زبر که لباس عربي سياه پوشيده و يک بُرقه ( روبند ) بزرگ به صورت دارد و يک « تک » ( حصير نخلي ) و سبد و يک چاقوي بزرگ هم در دست دارد. هميشه در حال گردش است و از هر جواني که خوشش بيايد چه دختر و چه پسر با نگاه هاي خود دل آن جوان را درمي آورد و درون سبدش مي گذارد و بعد مي خورد. اين موجود وهمي نيروي فوق العاده اي دارد از اين رو نمادي از شخص زرنگ و پرکار نيز هست.تمبولک: « تمبولک » نوعي جنّ مسلمان و مؤمن است که طبق باور عوام محل زندگي او در بعضي از باغهاي نزديک آبادي ها است و از باغ نگهباني مي کند. بعضي از باغداران ميناب بر اين باروند که از نزديک اين موجود را ديده اند. اين جنّ، کشاورزان و باغداران را به هنگام آبياري ياري مي رساند و معمولا افرادي مي توانند اين جنّ مؤمن را مشاهده کنند که خود نيز پاک و منزه از گناه باشند. طبق باور عوام، اين جنّ قدي کوتاه دارد و به مانند اانسان لباس مي پوشد و رنگ لباس هاي او سياه و خاکستري است. در تحقيقي که در اين رابطه صورت گرفت، بعضي از افراد کهن سال که جزء افراد معتمد محلي بودند مؤکداً بيان داشتند که اين جن را چندين بار ديده اند . اين جنّ هم در روز و هم در شب وجود دارد.غلوم زنجيري: « غلوم زنجيري » نيز يکي ديگر از موجودات خيالي است. طبق باور عوام اين جنّ در اطراف قبرستان ها، بخصوص در کتار قبرستان شاهچراغ، واقع در روستاي « محمودي » ميناب وجود دارد. اين جنّ شبيه انسان است. قدي بلند و هيکلي تنومند و کشيده، رنگ سياه، بدني پرمو دارد و بدون لباس است. اين جنّ، زنجيري در دست دارد که از هر طرف طول آن به پنجاه متر مي رسد. هرگاه غلوم زنجيري انسان را ببيند زنجيرش را مي چرخاند و به طرف آدم پرت مي کند؛ اگر زنجير به فرد برخورد نکند آن شخص بيهوش مي شود و ممکن است نجات پيدا کند ولي اگر اصابت کند، در دم جان مي سپارد. [ ۱۳۹۶/۰۸/۲۷ ] [ 1:48 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
آیین "مُغ بُری و کُنگ جوشی"میناب،سنّتی که باید حفظ شود
کُنگ جوشی یکی از آیینهای سنتی مردم شهرستان میناب است که در زمانی نهچندان دور بخش اعظمی از اقتصاد مردم این دیار در همین آیین کهن نهفته بود. در میان آیینهای موجود اگر بخواهیم به یکی از مهمترین سنتهای این شهرستان که ریشه در تاریخ این سرزمین دارد اشارهکنیم میتوان از کُنگ جوشی یا همان خرماپزان نام برد. میناب بهعنوان قطب فرهنگی، اقتصادی و گردشگری هرمزگان از زمانهای بسیار دور دارای فرهنگ و آیینهای ویژهای بوده که تأثیر بسزایی در زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی ساکنان این دیار داشته و دارد. کنگ جوشی نزد مردم میناب از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است چراکه در زمانی نهچندان دور بخش اعظمی از اقتصاد مردم میناب در همین آیین نهفته بود و سنت ارزشمند کنگ جوشی که در میناب از اواخر مردادماه آغاز میشود تا اوایل شهریورماه ادامه دارد.در این ایام در سراسر میناب بهویژه روستاها و مناطقی که نخلهایی وجود دارد که ثمره آن ویژه جوش دادن است آیین کنگ جوشی برپا میشود.برای کنگ جوشی رقم مخصوص جوش دادن را تا زمانی که کنگ میشود (وضعیتی که دانه خرما از کال و نارس عبور کرده و فاصلهای تا رطب شدن ندارد) و شرایط جوش دادن را دارا است نگه میدارند و در یک یا دو روز همه محصول درخت را با خوشه آن (خوشه کامل) نخل که میانگین هشتاد کیلوگرم محصول دارد را برداشت میکنند. پس از برداشت که در گویش محلی به آن “بریده شدن” میگویند، کارگرها خوشهها را به مکانی که از قبل مشخصشده و اتاقکی از سوند و برگ درختان خرما برپاشده و به آن شیرونی میگویند انتقال میدهند و در آنجا گروهی که بیشتر کودکان افراد خردسال هستند در فضای آکنده از شور و شادی و شعف دانهها را بهوسیله دو چوب نخل تقریباً ۲۰ سانتیمتری که انتهای آنها بهوسیله بندی از جنس برگ نخل به همبسته شده و شبیه عدد ۷ است، از هوشها جدا میکنند. از صحنههای زیبا که بیانگر عجین شدن فضای کار و اقتصاد مردم میناب با باورها و اعتقادات دینی مذهبی است میتوان به این موضوع اشاره کرد که وقتی مُغ بُر(کسی که بالای نخل است و خوشهها را بهوسیله داس از درخت جدا میکند) آخرین خوشه را از هر درخت جدا کرد فریاد میزند ” لاالهالاالله الا الله” و پا مغیها(افرادی که زیر درخت نخل مشغول جمعآوری خوشهها هستند) در پاسخ او ندا میدهند ” محمداً رسولالله و علیً ولیالله”.
پس از جدا کردن، همه دانهها را بهوسیله پری که نوعی سبد بافتهشده از برگ نخل است به درون دیگهای بزرگ مسی آب جوش میریزند و به مدت دو ساعت درون دیگ جوشانده میشوند و پس از جوش خوردن کامل، دانه را بهوسیله شیء که مچک یا مچکی نام دارد(شبیه قاشق متشکل از یک چوب یک متر و نیمی و سبدی بافتهشده از تکههای خوشه خرما ) از دیگ بیرون آورده و پس از حمل بهوسیله فرغون تمیز به نقطهای از زمین مسطح و صاف روی زمین پهن میکنند و به مدت یک هفته مقابل آفتاب قرار میدهند. این محصول که پس از عملآوری به خارک موسوم است پس از یک هفته آماده خوردن یا استفاده در کارخانجات است و از ارقام مخصوص برای جوش دادن هلو، زرک، گردون، و خیلی کمتر کلک سرخ است.رقم هلو هم قیمت فروش آن بیشتر بوده و هم از کیفیت بالاتری برای کارخانجات رنگسازی برخوردار بوده است و رنگ تولیدشده از خارک هلو برای استفاده در صنعت نساجی و تولید پارچه بارنگهای مختلف استفاده میشود. در قدیم عمده مشتری محصول خارک میناب، کشور هندوستان بود و تقریباً بیشتر محصولات میناب از طریق بندر تیاب به کشور هند صادر میشد که اهمیت اقتصادی بسیار بالایی برای ساکنان جلگه میناب داشته است.در روزگار گذشته، صادرات خرما و بهویژه خارک میناب از ابتدای ماه مرداد آغاز و تا اواسط آبان ماه ادامه داشته و طی این مدت روزانه بیش از صد شتر بار خارک میناب را برای صادر کردن به کشورهای هدف به بندر تیاب انتقال میدادند. کُنگ جوشی علاوه بر یک آیین فرهنگی و اقتصادی، فرصت و دورهمی است که خانوادهها، بستگان و اهالی محل لحظات شاد و مفرّحی در کنار یکدیگر سپری میکنند و از آن روزگار که خارک میناب نام این شهر را در بازار هند و دیگر کشورها پرآوازه کرده بود زمان زیادی نمیگذرد ولی اکنون چند سالی این سنت زیبا که با اقتصاد مردم میناب گرهخورده بود کمرنگ شده، که امیدواریم نسل جدید با احیا آن ضمن حفاظت و صیانت از میراث گذشتگان، به رشد و شکوفایی اقتصاد منطقه نیز کمک کند.
[ ۱۳۹۶/۰۸/۲۷ ] [ 0:46 ] [ مرتضی رحیمی شهواری ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |